تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
بودند . اينها آنچنان بىحركت ايستاده بودند كه گويى در جاى خود ميخكوب شده‌اند . پس از آنها تيراندازان قرار گرفته بودند ، تيراندازى از هنرهايى است كه اين ملت از گهواره مىآموزند ، اين‌ها كمانهاى خود را با ذراع كشيده و گشاد چنان مىكشند كه وتر آنها به سينه راست آنها مىرسد و تير در دست چپ آنها است و اين تير هنگامى كه از اين انگشتان ماهر رها مىشود صفيرى ترسناك از آن برمىخيزد و از آن زخم‌هاى كشنده‌اى به وجود مىآيد . پس از اين تيراندازان صف بزرگ فيلها قرار دارد كه آنها هم با پوششى كه دارند از دور مىدرخشند و اين منظر هولناك آنها مردان ما را دچار هول‌وهراس مىكند و بدين سبب طاقت ديدار آنها را ندارند . صداى آن فيلها و بوى و شكل آنها هم اسبهاى ما را مىرماند . فيل‌بانهاى آنها سوار بر آنها بودند و در كف خود كاردهايى داشتند كه قبضه‌هاى آنها را با دست راست خود گرفته بودند . منظره اين وحوش ، هول‌وهراسى سخت برانگيخته بود . امپراطور مؤيّد در حالى كه گروهى از گاردهاى مسلح و فرماندهان بزرگ او را در ميان گرفته بودند دستور داد كه لشكر به صورت هلال حركت كند كه دو سر آن به جلو باشد . و اين روشى بود كه وضع موجود مقتضى آن مىبود زيرا شمار لشكريان دشمن بيش از ما بود . و براى اين‌كه تيراندازان دشمن نتوانند در صفوف لشكريان ما نابسامانى ايجاد كنند امپراطور با سرعت پيشروى كرد تا دشمن را از هدفى كه از تيراندازى داشت بازدارد و سپس فرمان حمله داد و پياده‌هاى رومى توانستند با صفهاى به هم پيوسته و جهد و كوشش بسيار جبهه دشمن را درهم بشكنند . جنگى خونين درگرفت . صداى زره‌ها و فرياد جنگجويان و صفير تيرها و ژوبين‌ها ، بىانقطاع به گوش مىخورد . دشتها با كشته‌ها پوشيده و از خون رنگين شده بود و ايرانيان مثل برگ درخت به زمين مىريختند و بدين ترتيب پارتيها ( مقصود ايرانيان ساسانى است ) با كوشش بسيار موفق به پايدارى شدند و چون سپاهيان ما هم به سختى خسته شده بودند همين‌كه فرمان عقب‌نشينى صادر شد