بعضى از آنها هم در كمينگاهها و جادههاى فرعى كه كسى جز خودشان آنجاها را نمىشناخت پنهان شده بودند .
گسترش جنگ به داخل ايران
ژوليان اشتياق فراوانى به گسترش دامنهء فتوحاتش داشت به همين سبب به نصيحت كسانى كه او را به متوقف ساختن فتوحات توصيه مىكردند توجهى نكرد و آنها را به كمهمتى و عافيتطلبى و اوصافى از اين دست موصوف مىساخت . او به اين باور بود كه اگر به نصحيت آنها عمل كند كشور ايران كه اكنون در آستانهء سقوط در دست او است از چنگ او رها خواهد شد . بنابراين رود را در سمت چپ خود قرار داد و به قصد نفوذ در مناطق داخلى كشور به حركت درآمد .
امپراطور دستور داد تا قايقهايش را به استثناى 12 فروند آنها را آتش زدند و آن 12 قايق را هم با ارابهها حمل مىكردند به قصد اينكه شايد در آينده براى زدن پلهاى قايقى بدانها نياز باشد . امپراطور اين نقشه يعنى آتش زدن قايقها را خيلى زيركانه مىپنداشت زيرا گمان مىكرد با اين تدبير هنگامى كه او به داخله كشور حملهور شود آن قايقها به دست دشمن نخواهند افتاد .
سپاهيان از اين نقشه امپراطور به ترس افتادند . آنها در نهان به انتقاد از اين كار و اظهار نگرانى مىپرداختند و از خود مىپرسيدند كه اگر كوهستانهاى بلند يا سرزمينهاى خشك ايران مانع پيشروى آنها شد و دچار كمآبى شدند چه پيش خواهد آمد . و شايد به فكر اين هم افتادند كه مانع آتش گرفتن همهى قايقها شوند ولى آتش چنان با سرعت در آنها درگرفت كه جز همان 12 فروند سالم نماند .
بدينسان نيروى دريايى ما از ميان رفت و اكنون اعتماد ژوليان فقط بر سپاهيان مورد اعتماد و همدل خود بود كه هيچ دستهاى از آنها از راهى كه او رسم كرده بود منحرف نگرديد و چون سپاهيان او هنوز نيرومند بودند ازاينرو