تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
و فلسفى بلكه بررسى ريشه‌هاى تاريخى اسلام ايرانى است در پرتو مبانى اعتقادى و مظاهر اجتماعى آن و بازتاب آن‌ها در زمينه‌هاى سياسى و مبارزه‌هاى عملى ايرانيان در دوره‌هاى مختلف تاريخى و آثار سازندهء آن است در تاريخ اسلام و گسترش فرهنگ آن .

اسلام ايرانى در دوران انتقال

پژوهنده‌اى كه گرايش اسلامى ايرانيان را از آغاز آن و در قرنهاى نخستين اسلامى مورد مطالعه قرار دهد و بخواهد به ويژگيهاى آن در مسير تاريخى آن به درستى پى برد و علل و عوامل آن را بازشناسد خود را با پرسشى روبرو مىبيند كه رفع بسيارى از ابهامها و تاريكيهاى تاريخ اين دوران نه تنها دربارهء ايران و گرايش اسلامى ايرانيان بلكه و همچنين دربارهء تاريخ عمومى اسلام در گرو دست يافتن به پاسخ صحيح آن است و آن اين است كه چه علل و عواملى باعث گرديده تا اسلام ايرانيان از همان‌روزگاران نخست كم‌وبيش حال و هواى ديگر يابد و غالبا با اسلام رسمى كه معمولا اسلام خلفا را بدان نام خوانده‌اند ، تفاوت داشته باشد ، و اين تفاوت هم در زمينه‌هاى فكرى و روحى گاه تا بدان حد باشد كه محققان تاريخ و عقايد اسلامى براى اين‌كه ويژگيهاى آن را به درستى بشناسانند آن را با عنوان « اسلام ايرانى » مشخص مىسازند و با همين عنوان هم در آن به بحث و بررسى پرداخته‌اند . پرسش ديگر اين است كه چه علل و عواملى باعث گرديده تا اسلام ايرانيان در اين دوران كه در اين كتاب زمينه گفتگو است آن‌چنان باشخصيت على ( ع ) درهم آميخته است كه به زحمت مىتوان آنها را جدا از هم تصور نمود . و مراد از ايرانيان تنها طوائف شيعه نيستند زيرا بزرگداشت شخصيت على ( ع ) در ايران اختصاص به شيعه نيافته و كسانى هم كه در همه‌ى مسائل اعتقادى با شيعه همرأى نبوده‌اند در اين امر با ايشان همداستانند زيرا همهء كسانى كه تقوى و عدالت‌خواهى و دليرى و جوانمردى را ستوده‌اند او را بهترين مصداق اين