مهارت و استعدادى كه توانسته است فلسفهء خاصى در جهان پىافكند كه در آن پژوهشها و باريكانديشيهاى فكر فلسفى آنچنان با تأملات روحى و تجارب عرفانى درهم آميخته است كه هريك در نتيجه اين پيوند تشخصى ويژه و معنى و مفهومى غنىتر يافتهاند ، و بايد اظهار تأسف كرد از اينكه جاى اين فلسفهء ايران اسلامى تا امروز در تاريخ فلسفهء ما ( يعنى غرب ، سخن از هانرى كربن است ) خالى مانده و همين خلأ هم باعث شده كه معرفت ما از انسان ناقص و ناتمام باشد . » وى گويد :
« ايران به شايستگى ميهن بزرگترين فيلسوفان و عارفان اسلام بوده ، و براى آنها فكر فلسفى هرگز جدا از تجربيات روحانى آن در عالم معنى نبوده ، عالمى كه قلمرو آن به اين زندگى محدود نمىشود بلكه در فراسوى اين زندگى نيز ادامه مىيابد . از بيش از هزار سال به اين طرف و به خصوص در طى اين چهارصد سال اخير محصول فكرى فيلسوفان و عارفان ايرانى قابلملاحظه و چشمگير بوده ولى با اينهمه ، اين صداى ايران به زحمت توانسته خود را بيرون از مرزهاى ايران به گوشها برساند . ايرانيان امروز شايد اين توجه را نداشته باشند كه فرهنگ سنتى ايشان پيامى براى بشريت امروز دارد و كمتر متوجهند كه اين فرهنگ را چگونه مىتوان امروزى كرد . »
آنچه اين استاد در زمينهء فكر فلسفى و عرفانى و وجدان دينى برخاسته از قريحه يا نبوغ ايرانى در جهان اسلام شمرده استاد ديگرى كه از صاحبنظران در فرهنگ و ادبيات عربى است مانند آن را در زبان و ادبيات عربى يافته است كه توجه به آن نيز آنچه را كه در اينجا موضوع سخن است روشنتر مىنمايد .
كلمان هوار استاد مدرسهء زبانهاى شرقى پاريس در كتابى كه در تاريخ ادبيات عربى تأليف كرده در فصل مربوط به عباسيان و كوشش ايرانيان در برانداختن امويان و قدرتى كه ايرانيان در آن كار نشان دادند گويد : « ولى ايران داراى قدرت ديگرى هم بود و آنقدرت درونى و معنوى و نبوغ او بود كه از انديشهاى بارور و خلاق و مغزى هنرى و فلسفى و عقلانى سرچشمه مىگرفت كه از اين تاريخ به
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 255
مساهمون: محمد مهدى ملايرى
ص٢٥٥