از هرشش درخت زيتون يك درهم .
و باز به نقل طبرى ، اين درختها هم در صورتى مشمول خراج مىشدند كه در تاكستانها و نخلستانها و باغهاى زيتون باشند نه درختهاى پراكنده و تك درختها .
و از محصولات ديگر بجز اين هفتگونه ، خراج نگرفتند و به همين سبب در معاش مردم گشايشى حاصل شد و مردم نيرو گرفتند .
ماليات سرانه را هم تنها از مردانى كه سنّشان بين بيست تا پنجاه سال بود به نسبت وضع مالى و اجتماعى آنها ساليانه 12 و 8 و 6 و 4 درهم دريافت داشتند .
طبرى پس از بيان اينكه عمر همان نهادههاى انوشيروان را پذيرفت اضافه مىكند . ولى عمر گذشته از زمينهاى داير ( آباد ) بر زمينهاى بايرى هم كه آب به آنها برسد خراجى درخور آنها نهاد و بر خراج هرجريب گندم و جو يك يا دو قفيز براى ارزاق سپاهيان افزود ، امّا در عراق ( - سواد ) به خصوص در خراج جريبهاى زمين و نخلستانها و زيتون و ماليات سرانه بر خلاف نهادههاى كسرى عمل نكرد و آنچه را هم كه كسرى از معيشت مردم خراج برداشته بود او هم برداشت .
از روايات مختلفى كه دربارهء خراج عراق در دورههاى نخستين اسلامى نقل شده چنين برمىآيد كه كارگزارانى كه از سوى خليفه بدانجا اعزام مىشدهاند چندان بدين نهادهها پاىبند نمىماندند و خود غالبا در مبلغ و مقدار خراج تصرف مىكرده و بر آن مىافزودهاند و از محصولات ديگرى هم كه مشمول خراج نبوده خراج مىگرفتهاند نه تنها كارگزاران خليفه بلكه خود خليفه هم هرجا مىتوانسته از تصرف در مبلغ خراج و افزودن بر آن خوددارى نمىكرده « 1 » بنابر روايتى كه بلاذرى نقل كرده عمر در سواد ( - سورستان ) :
هامش
( 1 ) . مىتوان انگاشت اختلافى كه در روايات مختلف در مبلغ و مقدار خراج برخى از محلها ديده مىشود برخاسته از همين تصرفها باشد . اين روايات را در فتوح البلدان بلاذرى كه در اين زمينه از منابع دستاول است مىتوان ديد .