آنها برابرى همه مسلمانان بود ، و بازگشتى به تعصب قومى جاهلى يافت از آن سخن سخت برآشفت و به آنها فرمود به همانگونه كه شما در آغاز براى دين با آنها جنگيديد اكنون ما بايد براى بازگشت شما به آن دين با شما بجنگيم « 1 » و اين سخن ، هم هشدارى بود صريح براى آن دسته از عربها كه اسلام را وسيلهاى در دست خود براى تامين مصالح قومى و قبيلهاى خويش مىخواستند ، و هم راهنمائى بود براى ايرانيان كه در پرتو آن اسلام را از خلال شخصيت على ( ع ) دينى آسانگير و پرگذشت و مبتنى بر عدالت و مساوات يافتند .
يادگارى از على ( ع ) در تاريخ سورستان
از دوران كوتاه خلافت على ( ع ) و اقامت آن حضرت در سورستان و قلمرو ايران يادگارهائى در تاريخ اين سرزمين باقىمانده كه هم نشانههائى از عدالتخواهى حاكمى عادل را در آنها مىتوان ديد و هم ظلم و اجحافى را كه حاكمان سابق يعنى كارگزاران خلفاى سلف بر مردم آنجا روا مىداشتهاند مىتوان يافت . يكى از آنها ، دستور آن حضرت است به كارگزار خود در اين منطقه براى جمع خراج و جزيه از مردم آنجا .
كارگزار اين منطقه در آن زمان ابو زيد انصارى بود و آنچه هم در اينباره روايت شده از زبان او است ، گويد :
« على ابن ابيطالب مرا بر آب خور فرات مأمور كرد و روستاها و ديههاى آن جا را برشمرد و از نهر الملك و كوثى و بهرسير و رومقان و نهر جوبر و نهر درقيط و بهقبادها نام برد « 2 » و به من دستور داد كه بدينگونه خراج بستانم :
از هرجريب زراعت پرپشت گندم يك درهم و نيم نقد و يك صاع گندم .
هامش
( 1 ) . لسان العرب در كلمهء الحمراء ، متن اين روايت به صورتى كه در لسان العرب بهعنوان شاهدى براى معنى الحمراء آمده چنين است : " و منه حديث على ، رضى اللّه عنه ، حين قال له سراة من اصحابه العرب " غلبتنا عليك هذه الحمراء " فقال لنضر بنكم على الدين عودا كما ضربتموهم عليه بدوا " .
( 2 ) . وصف اينجاها در جلد دوم همين كتاب آمده است .