خوانده است .
ولى اين دوران يعنى دورانى كه هم اسواران ايرانى و هم زياد و يارانش همگى در خدمت على ( ع ) خليفهء وقت در يك راه بودند و به يك روش مىرفتند ديرى نپائيد زيرا پس از شهادت على ( ع ) زياد به معاويه پيوست و در خدمت معاويه در اظهار دشمنى با على ( ع ) و آنچه به راه او بازمىگشت حدّ و اندازه نشناخت ولى اسواران و ديگر ايرانيانى كه به على ( ع ) پيوسته و به او گرويده بودند همچنان در دوستى با على و خاندان او ثابتقدم و استوار ماندند و به همين سبب زياد به معاويه پيوسته را نه تنها دوست نشمردند بلكه با روش دشمنانهاى كه زياد نسبت به آنها در پيش گرفت او را هم همچون معاويه در شمار دشمنان خويش جاى دادند و به همين سبب است كه هم بازماندگان زياد و هم جانشينان معاويه در خلافت اموى همواره اسواران را در برابر خود و نه در خدمت خويش مىيافتند .
بههرحال خلافت على ( ع ) و اقامت آن حضرت در سورستان و در ميان ايرانيان باعث گرديد تا اسلام ايرانيان حالوهواى ديگر يابد حالوهوائى كه براى شناختن و شناساندن ويژگيهاى آن محققانى كه خواستهاند دربارهء آن به جستجو و پژوهشى بپردازند آن را نه در موضوع عام « اسلام » بلكه در موضوعى خاص و با عنوان « اسلام ايرانى » مورد بحث و تحقيق قرار دادهاند . عنوانى كه در گفتار بعد موضوع سخن خواهد بود .
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 252
مساهمون: محمد مهدى ملايرى
ص٢٥٢