تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
بر هرجريب درخت ده درهم و ده قفيز . و بر هرجريب يونجه هم پنج درهم و پنج قفيز خراج نهاد . و ماليات سرانه ( جزيه ) را هم به 48 و 24 و 12 درهم افزايش داد . و همو در روايتى ديگر آورده كه عمر در هرجريب گندم دو درهم و دو قفيز و بر هرجريب جو يك درهم و يك قفيز و بر هرزمين ناكاشتى كه قابل كشت باشد بر هردو جريب يك درهم خراج نهاد . پس از مساحت مجددى كه در زمان عمر از سرزمين سواد به عمل آمد باز مقدارى بر خراج‌ها افزوده شد . به‌عنوان مأموران اين كار نام دو تن برده شده . يكى عثمان بن حنيف و ديگرى حذيفة بن اليمان ، عثمان بن حنيف مأمور مساحت سرزمينهاى غربى دجله و حذيفة بن اليمان مأمور مساحت سرزمينهاى شرق دجله بوده‌اند . بلاذرى كار عثمان بن حنيف را چنين شرح مىدهد : « او زمينها را از نو مساحت كرد و بر هرجريب نيشكر شش درهم و بر هرجريب نخل ده درهم و بر هرجريب مو ( تاكستان ) سيزده درهم و بر هرجريب گندم چهار درهم و بر هرجريب جو دو درهم خراج نهاد و آن را به عمر نوشت و عمر هم آن را تصويب كرد . چنان كه از اين روايت برمىآيد گذشته از افزايشى كه در اين مساحت مجدد در خراج محصولهاى خراجى حاصل شده نيشكر هم كه تا اين زمان مشمول خراج نبوده مشمول گرديده . مغيرة بن شعبه هم هنگامى كه بر سواد امارت داشت در نامه‌اى به عمر نوشت كه در اين ديار انواع ديگرى از غلّات بجز گندم و جو كشت مىشود از آن جمله ماش و كنجد را هم شمرد و بر هريك از آن‌ها هشت درهم خراج نهاد اين ماش و كنجد هم پيش از اين مشمول خراج نبود . و باز در روايتى آمده كه عمر بر هرجريب تاكستان ده درهم و بر هرجريب يونجه ده درهم و بر هرجريب پنبه پنج درهم و بر هردرخت نخل فارسى يك درهم و بر هردو درخت نخل دقل يك درهم خراج نهاد كه در اين روايت پنبه هم بر محصولات خراجى افزوده شده است .