را هم منبعى از عايدات شخصى خود مىشمردند به آسانى از آن صرفنظر نمىكردند . چنان كه در زمان معاويه هم عبيد إله بن دراج كارگزار او بر سواد ( - عراق ) هديهء نوروز و مهرگان را هم مانند خراج از ايرانيان مطالبه كرد و مبلغ آنكه در آغاز ده ميليون درهم بود بتدريج بر آن افزوده گشت تا به چهل ميليون رسيد و همپاى خراج گرديد « 1 » . و آنچه مانع از اين مىشد كه آنها از اين كار باز ايستند اين بود كه بر خلاف خراج كه عايد بيت المال مىشد هديه نوروز و مهرگان از آن خود خليفه و كارگزاران او بود .
ولى در خلافت على ( ع ) وضع بهگونهاى ديگر تغيير يافت . در اين دوران جز خراج بيت المال مبلغ ديگرى از مردم وصول نمىشد حتى در يكى از عيدهاى نوروز كه على در كوفه بود و چند تن از بزرگان و دهقانان ايرانى ، كه طبق آئين ديرين خود در روز عيد به ديدار بزرگان مىرفتند و هديهاى تقديم مىداشتند به ديدار آن حضرت رفتند و ظرفى از نقره يا طلا محتوى شيرينى مخصوص عيد به عنوان هديهء نوروزى تقديم كردند و آن حضرت پس از آگاهى از مناسبتى كه باعث تقديم آن هديه شده است با خوشروئى آن را پذيرفته خود از آن تناول نمودند و حاضران مجلس را هم از آن بىبهره نگذاردند و براى خوشآمد هديهدهندگان اين عبارت معروف را هم كه در تاريخها نقل شده به آنها فرمودند : " نورزونا كل يوم " يعنى " هرروز ما را نوروز گردانيد " و براى اينكه افزون برآنچه از بابت خراج ساليانه بايد بپردازند مالى بر آنها تحميل نشود و رد كردن هديهء آنها هم باعث تكدر خاطر آنان نگردد دستور دادند كه آن ظرف طلا يا نقره را قيمت كنند و قيمت آن را از خراج ساليانهء ايشان كسر نمايند .
در تاريخ بغداد و برخى مراجع ديگر كه اين خبر را نقل كردهاند آمده كه آن دهقان كه بزرگ آن عده بود و هديه را او تقديم داشت نعمان جدّ امام اعظم
هامش
- ادب الكتاب ، ص 219
( 1 ) . به نوشته صولى ، خراج سواد در زمان معاويه به پنجاه ميليون درهم رسيد و هديهء نوروز و مهرگان هم كه به خودش تعلق داشت پنجاه ميليون درهم بود ص 219