اجراى حكم قصاص دربارهء كارگزار خليفه
و همچنين شنيده بودند كه وقتى وليد بن عقبه را كه كارگزار خليفه عثمان بر كوفه بوده به جرم مىخوارگى و در حالت مستى به مسجد و منبر رفتن به مدينه برده بودند و در آنجا در محضر خليفه به حد شرعى محكوم شده بود ، هيچيك از سران قريش كه در محضر خليفه بودند و خليفه اجراى حكم را به آنها تكليف كرده بود ، نپذيرفتند كه او را تازيانه بزنند . زيرا حفظ حرمت رحم و تعصب قبيلهاى و شايد هم ملاحظهء قرابت وى با خليفه ( از آنرو كه وليد گذشته از اينكه خود يكى از سران قريش بود برادر مادرى عثمان هم بود ) مانع از آن مىشد كه آنها به چنين كارى دست بزنند .
و در آن مجلس تنها على ( ع ) بوده كه براى اينكه حكم اسلام معطّل نماند همهء آن ملاحظات را ناديده گرفته و خود شخصا داوطلب اجراى حكم شده و يا به روايتى آن را به فرزندش حسن ( ع ) واگذارده و خود تازيانهها را مىشمرده است « 1 » .
اينها داستانهائى بودند كه مردم اين منطقه از دوران پيش از خلافت على كه در مدينه مىزيسته از او شنيده بودند . داستانهائى هم كه از اين قبيل در اين دوران خلافت از او مىشنيدند و يا از او مىديدند كم نبود . از آن جمله رفتار او با عبد إله بن عباس پسر عم « 2 » و كارگزار خود او در بصره بود ، كه او را به جاى عبد إله بن عامر كه كارگزار عثمان در آنجا بود برگزيده بود . و داستان آنچنين بود كه وقتى على ( ع ) از ابو الأسود دئلى ، كه او را به قضاء شهر بصره گمارده بود ، نامهاى دريافت داشت حاكى از آنكه ابن عباس در تصرف در اموال بيت المال بىپروائى نشان مىدهد . على نامهاى تند به پسر عم خود نوشت و از او به سختى
هامش
( 1 ) . بلاذرى انساب الاشراف ، ج 5 ، ص 35 - 42
( 2 ) . عباس يكى از پسران دهگانه عبد المطلب بود . عبد إله پدر پيغمبر ( ص ) و ابو طالب پدر على ( ع ) هم دو پسر از پسران دهگانه او بودند .