تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
اسلامى آنها را برنمىتابند . اين دقّت وسواس‌گونه بدين سبب در اين مورد و به خصوص در تاريخ ايران ضرورى است كه در تاريخ اين سرزمين در اين دوران انتقال كه موضوع سخن ما است قتل و غارتهاى دوران جاهلى و جنگ و ستيزهاى دوران اسلامى آن‌چنان از لحاظ زمان به هم پيوسته و درهم آميخته و گاه از لحاظ كيفيّت آن‌چنان به هم شبيه و همانندند كه به دشوارى مىتوان آنها را از هم بازشناخت و بين آنها فرق گذاشت ، يكى را از نوع قتل و غارتهاى جاهلى و ديگرى را نمونه‌اى از جهاد اسلامى ناميد . عملى كه مثنى بن حارثهء شيبانى در حمله به بازار ساليانهء بغداد انجام داد و قتل و غارتى كه در آنجا به راه انداخت و شرح آن در گفتارى پيش از اين گذشت « 1 » ، با آنكه يك قتل و غارت تمام عيار و از نوع تاخت‌وتازهاى اعراب جاهلى در مرزهاى ايران بود و به هيچ روى نمىتوان آن را به اسلام و دعوت اسلامى منسوب داشت با اين حال برخى از نويسندگان بىاحتياط آن را به‌گونه‌اى نقل مىكنند كه گوئى از فتوحات اسلامى سخن مىرانند .

عبد اللّه بن عامر در سيستان و خراسان

نظائر اين عمل را نه تنها در آن دوران نخستين بلكه در دوره‌هاى بعد در خلافت عثمان و پس از آن هم در تمام دوران اموى در اين‌جا و در جاهاى ديگرى كه عمّال خليفه بدانجاها راه يافته‌اند به فراوانى مىتوان يافت . در خلافت عثمان بهترين نمونهء چنين فتوحاتى را در سفرهاى جنگى عبد اللّه بن عامر و سرداران او به سيستان و خراسان مىتوان يافت . عبد اللّه بن عامر خواهرزادهء خليفه عثمان بود كه از سوى آن خليفه به امارت بصره كه در آن زمان تمام جنوب ايران تا سيستان و خراسان هم در قلمرو بالفعل يا بالقوّه آن قرار
هامش
( 1 ) . در جلد اول همين كتاب ، گفتار نهم .