تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١

جاى خالى دعوت اسلامى در بسيارى از حمله‌ها

بنابر آنچه گذشت جاى تعجّب نيست اگر در حمله‌هائى كه از سوى قبايل عرب چه در دوران اين خليفه و چه در دوره‌هاى بعد صورت پذيرفته از مرزهاى غربى ايران گرفته تا آن سوى خراسان حتّى يك مورد هم نتوان يافت كه دعوت اسلامى بدانگونه كه در زمان پيغمبر ( ص ) صورت مىپذيرفت و نمونه‌هاى آن گذشت به عمل آمده باشد ، و به زحمت مىتوان مواردى را يافت كه پيش از حمله و هجوم به مردم شهر يا روستائى نامى از اسلام و دعوت اسلامى برده شده باشد « 1 » چه رسد به معرّفى اسلام و شناساندن آن به مردم ناآگاه و ناهمزبان بدان‌گونه كه شرط تبليغ يك دين است . ولى به موارد بسيارى مىتوان برخورد كه مهاجمان با غافلگير كردن مردمان به آنها تاخته به غارت اموال و اسارت افراد پرداخته‌اند . يكى از مسائلى كه در تاريخ اسلام و آنچه به نام فتوحات اسلامى خوانده مىشود و بايد با دقّتى وسواس‌گونه مورد توجّه قرار گيرد اين است كه بين حملهء قبايل باديه‌نشين عرب به روستاها و شهرهاى مرزى ايران به قصد دستبرد به روستاها و سلب و نهب اموال روستائيان كه نمونه‌هائى از آن در فصلهاى سابق گذشت ، و در دوران اسلامى هم به فراوانى مىتوان نظاير آنها را يافت ، و بين حملهء مجاهدين اسلامى به اين مناطق يا مناطق ديگر ايران كه احتمالا به قصد تبليغ دين صورت گرفته و با معيارهاى شناخته‌شدهء در دعوت اسلامى مىتوان آن را جهاد اسلامى و سرزمينهاى به دست آمده را هم از فتوحات اسلامى خواند ، خلط و التباسى روى ندهد ، و يكى به جاى ديگرى به كار نرود . زيرا با مختصر غفلتى در اين امر امورى به اسلام نسبت داده مىشود كه معيارهاى
هامش
( 1 ) . در كتاب فتوح البلدان بلاذرى كه جامع‌ترين و مفصّل‌ترين كتابى است كه در اين‌باره تأليف شده و مسعودى دربارهء آن گفته : « در شرح فتوحات كتابى بهتر از آن نمىشناسيم . » به ندرت مىتوان مورد يا مواردى را يافت كه در آنجاها پيش از حمله و هجوم ، مردم به اسلام دعوت شده باشند .