و اين همان راهى بود كه خود عبد اللّه بن عامر در امارت بصره در پيش گرفته بود . چه امارت او بر بصره مصادف بود با دورانى كه كوچ مستمرّ قبايل عرب به بصره براى شركت در فتوحات و كسب غنائم رو به فزونى داشت . آنچه هجوم قبايل را به بصره شتاب مىبخشيد اخبار مبالغهآميزى بود كه از كثرت غنائم به دست آمده كه گاه خالى از گزافه هم نبود و همچنين از سهولت دست يافتن به آنها در بين اين قبايل شايع شده و آنها را به حركت واداشته بود . و اين اقبال شديد قبايل عبد اللّه بن عامر را نه تنها به حملههاى تازه برمىانگيخت بلكه او را تا حدّى به اين كار ناچار مىساخت ، زيرا او نگه داشتن آنها را در ميدان جنگ و مشغول داشتن آنها را به حال و وضع خودشان براى بازداشتن آنها از فتنه و فسادى كه از اجتماع آنان در بصره و توقّعات روزافزونشان برمىخاست ضرورى مىشمرد ، و به همين سبب وى از آن قبايل براى جنگهاى تازه استفاده مىكرد . و پس از توفيقى كه در سركوبى شورش فارس به دست آورد . در سال 30 يا 31 هجرى با اعراب بصره به قصد فتح سيستان و خراسان از راه كرمان عازم آن ديار شد و در سيرجان ربيع بن زياد يكى از سرداران خود را با عدّهاى از آن قبايل به سيستان روانه ساخت و خود عازم خراسان گرديد .
ربيع بن زياد و عبد اللّه بن سمره در سيستان
ربيع در راه خود به سيستان هفتاد و پنج فرسخ از داخل كوير گذشت و چون به نخستين مركز مهمّ سيستان كه نام آن را در عربى زالق نوشتهاند ، و به گفتهء ياقوت در آن كاخها و دژها بوده است ، رسيد غافلگيرانه در روز عيدى كه مردم آنجا در جشن و سرور بودهاند ، به شهر يورش برده و دهقان آنجا را كه فرمانرواى آنجا بوده به اسارت گرفته و مبلغى هنگفت از او ستانده ، تا او و خاندانش را رها كند « 1 » و جز
هامش
( 1 ) . اين مبلغ را چنين تعيين كرده كه چوبى بلندتر از عصا و كوتاهتر از نيزه كه در عربى آن را عنزه -