آن ده هزار تن اسير هم از مردم اين شهر گرفته « 1 » و پس از آن شهر زرنگ را كه مركز اصلى سيستان بوده محاصره كرده و با فرمانرواى آنجا در مقابل هزار جوان نوخاسته و با هريك يك جام زرّين صلح كرده و او نيز شهر را به روى مهاجمان گشوده است . « 2 »
ربيع بن زياد در اين سفر دو سال و نيم در سيستان بوده و در اين مدّت چهل هزار تن از مردم آنجا را به اسارت گرفته است . « 3 » گرفتن اسير و آنها را به بندگى فروختن يا در برابر آزادى آنها مالى از بستگان آنها گرفتن يا آنها را به خدمت خود به كارهاى مختلف واداشتن يكى از راههاى جمع مال بوده است . اينها مطالبى است كه از سفر جنگى ربيع ابن زياد در سيستان در كتابهاى تاريخ نوشته شده . ولى در آن كتابها چيزى دربارهء دعوت اسلامى او نيامده ، هرچند از وصفى كه از مجلس مذاكرهء او با مرزبان زرنگ آمده مىتوان دريافت كه رفتار ناشايست او جائى براى چنين دعوتى باقى نمىگذاشته است . نوشتهاند هنگامى كه ربيع شهر زرنگ را به محاصره گرفته بود مرزبان آنجا كه نامش را پرويز نوشتهاند خواهان مذاكره صلح با او شد ربيع پيش از پذيرفتن او نخست خود بر جسد يكى از كشتگان نشست و بر جسد ديگر تكيه زد و به دستور او هريك از همراهان او هم بر جسدى نشست و چون مرزبان با چنان منظر زشت و شنيعى روبرو شد براى رهائى از مردمى چنان ناهنجار با او به شرحى كه در بالا گذشت به صلحى كه بنا بود پايدار ماند تن در داد ، ولى آن صلح دوامى نيافت چه با رفتن ربيع و آمدن والى ديگر باز روز از نو و روزى از نو .
عبد اللّه بن عامر پس از ربيع بن زياد عبد اللّه سمره را به ولايت سيستان برگزيد .
او هم براى بار دوّم در روز عيدى كه مردم به جشن و سرور پرداخته بودند به زرنگ آمد و مرزبان آنجا را در كاخش محاصره كرد ، و او هم در مقابل دو
هامش
- مىگفتهاند به زمين فروكرده و خواسته است كه آن مقدار پول از زر و سيم بر آن بريزند كه آن را بپوشاند . و دهقان نيز چنين كرده و جان خود و خاندانش را نجات داده است . فتوح البلدان ، ص 484 و معجم البلدان ، ج 2 ، ص 909 .
( 1 ) . ياقوت ، معجم البلدان ، ج 2 ص 909 .
( 2 ) . بلاذرى ، فتوح ، ص 485 .
( 3 ) . بلاذرى ، فتوح ، ص 485 .