تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
بلاد اسلام را با دو ديد متفاوت نگريستن ، و امنيّت و سلامت يكى را با ناامنى و تباهى ديگرى به دست آوردن ، بازتابى بود از همان ديد خليفه عمر نسبت به « ارض العرب » و غير « ارض العرب » .

مولى و موالى

در رويداد قيام مختار ثقفى كه قوام سپاهيان او ايرانيان مسلمان كوفه بودند كه اعراب آنها را موالى مىخواندند . هنگامى كه بزرگان عرب كوفه بر مختار نافرمان شدند و يكى از معمّرين قوم خود را نزد او به رسالت فرستاده و علل نافرمانى خود را به وسيلهء آن نماينده براى او بازگفتند ، يكى از آن علّتها كه مهمترين آنها هم بوده اين را شمرده‌اند كه : « اين موالى غنيمتى هستند كه خداوند خود و سرزمينشان را به ما ارزانى داشته است و همين‌قدر كه ما آنها را به اميد اجر و ثواب آزاد كرده‌ايم بايد به همين خشنود و از ما سپاسگزار باشند و تو ( يعنى مختار ) اين را كافى ندانستى و آنها را همپايهء ما كردى تا جائى كه آنها را در غنائم هم شريك ما ساختى . » « 1 » توضيح آنكه موالىاى كه در جنگها شركت مىكردند يا به عبارت بهتر آنها را به جنگ مىبردند نه مانند ديگر شركت‌كنندگان مقررّى و عطا دريافت مىكردند و نه از غنائمى كه به دست مىآمد سهمى مىبردند ، سهم آنها به اربابانشان تعلّق مىگرفت . و امّا اين موالى كه در سپاه مختار بودند و به گفتهء بزرگان عرب كوفه خداوند خود و سرزمينشان را به آنها ارزانى داشته بوده است ، چنان كه ابراهيم اشتر فرمانده همين سپاه ، كه از سوى مختار به جنگ با سپاهيان شام اعزام شده بود ، به يكى از همان شاميان كه آنها را چون عربى حرف نمىزده‌اند به چشم حقارت مىنگريسته ، و آنها را در برابر سپاه شام ناچيز مىشمرده گفته است : « اينها همه از فرزندان اسواران و مرزبانان ايرانى هستند و در جنگ با مردم شام مردمى بصيرتر
هامش
( 1 ) . شرح اين رسالت را در طبرى 2 / 649 تا 650 خواهيد يافت .