تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
از اينها نيست » . « 1 » و چنان كه پيش‌بينى كرده بود در همين جنگ موالى عربى ندان سپاه شام را درهم شكستند و عبيد اللّه بن زياد هم كه در آن سپاه بود و اينان در تعقيب او بودند در همين جنگ كشته شد . اگر گفته شود كه اين گفتهء بزرگان عرب كوفه كه به‌عنوان نمونه ذكر شد و نظائر آن را در تاريخ اين دوران به فراوانى مىتوان يافت ، بازتابى بود از آنچه اعراب از گفتار و كردار خليفه استنباط كرده بودند سخنى به گزاف گفته نشده . سرعت عملى كه خليفه عمر در بهره‌بردارى از آشفتگى درونى ايران براى تصرّف هرچه بيشتر از اراضى و درهم شكستن مقاومتهاى محلّى به كار مىبرد جائى براى تبليغ اسلام بدانگونه كه موجب شناسائى آن گردد باقى نمىگذاشت زيرا آن كار روش ديگرى مىداشت كه با روش خليفه سازگار نبود . در تاريخ سخن از يك يورش عام و همه‌جانبه از سوى قبايل عرب بصره و كوفه به مناطق مجاور فارس و خوزستان و جبال مىرود كه به فرمان عمر در سال 22 هجرى براى درهم شكستن مقاومت آنها صورت گرفت ، يورشى كه به شدّت و حدّت و مبالغه در كشتار و ويرانى توصيف شده « 2 » و مسلّم است كه در چنين يورشهائى فرصتى براى اسلام و دعوت اسلامى باقى نمىماند . به‌هرحال مىتوان انگاشت كه همين استنباط اعراب از گفتار و كردار خليفه بوده كه هم باورهاى آنها را نسبت به اهداف اسلام شكل مىبخشيده و هم نظر آنها را نسبت به مسلمانان غيرعرب كه معمولا آنها را موالى مىخواندند ، اگرچه از موالى هم نبودند ، جهت مىداده و هم دست آنها را در رفتار با ايشان باز مىگذاشته است ؛ چيزهائى كه هم چهرهء اسلام را به‌گونه‌اى ديگر درآورده و هم دعوت اسلامى را اگر هم احتمالا چنين دعوتى صورت مىگرفته از محتواى اصلى خويش چنان كه در زمان پيغمبر ( ص ) بوده تهى ساخته بوده است .
هامش
( 1 ) . الاخبار الطوال ، ص 294 و 295 . ( 2 ) . طبرى 1 / 2682 ، « و صار ذلك داعية الى عمر للمسلمين فى الانسياح فانساح اهل البصرة و اهل الكوفة حتّى اثخنوا فى الارض » .
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 230 | محمد مهدى ملايرى