آتش بسوزند . و در اين هنگام امپراطور ، خود به ميدان معركه شتافت و در آنجا با فرياد به جنگجويان خود اعلام كرد كه از ساحل مقابل اشارهاى از لشكريانش دريافت داشته كه در آن سوى رود جاى پايى بدست آوردهاند ، بنابراين كشتىها با هرچه در توان دارند به پيش برانند . و همين امر روح تازهاى در رزمندگان دميد و بر تلاش و كوشش خود افزودند و باوجود آنكه دشمن آنها را در زير رگبارى از انواع سلاحهاى آتشين خود گرفته بود موفق شدند كه در آن سوى رود جاى پايى استوار به دست آورند .
ايرانىها اين حمله را با دستههايى از پيادههاى زرهپوش خود دفع كردند . آنها در صفوف منظم حركت مىكردند و منظر اندامها و جنگافزارهاى آنها چشمگير بود . اسبهاى آنها را هم پوششهاى ضخيم چرمى حفاظت مىكرد .
نيروى ذخيرهء آنها را هم رستههاى پيادهاى تشكيل مىدادند كه زرههاى آنها داراى انحناء و به شكل مستطيل و از چرم بههم تنيده درست شده بود و در عقب آنها با نظام در حركت بودند . و پشت سر آنها فيلها در حركت بودند كه گويى تپههاى متحركى بودند . و هيكل درشت آنها براى هركسى كه نزديك آنها مىشد ترسناك بود زيرا كه منادى مرگ و هلاك بودند . و مردان ما پيش از اين هم اينها را تجربه كرده بودند و از آنها مىترسيدند .
دو لشكر به هم درآويختند . روميها با كلاهخودهاى درخشان خود به پيش مىرفتند و جوقههاى موسيقىشان همچنان مىنواخت . به محض برخورد دو سپاه صف مقدم به تيراندازى پرداخت و طولى نكشيد كه دو لشكر با تمام نيرو به جنگ پرداختند تو گويى كه زمين در زير پاى آنان به لرزه درآمده بود .
چنان كه عادت است صلاى جنگ از هرطرف برخاست ، و طبلها و كوسها روح سلحشورى لشكريان را برمىانگيختند و آنها را با تمام جنگافزارهاشان از شمشيرها و نيزهها به جان دشمنان مىانداختند و چون آنها هرقدر پيشتر مىرفتند بيشتر از خطر تيرهاى ايرانيان در امان مىماندند . ازاينرو امپراطور ژوليان خود در بين سپاهيان با تشويق و برانگيختن آنها ، آنها را به پيشرفت
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 21
مساهمون: محمد مهدى ملايرى
ص٢١