و نهر پرآب شد و آنها با كشتيهاى خود پس از طى مسافتى به دجله رسيدند و بىدرنگ سپاهيان جسرهايى برپا كردند كه به وسيله آنها از رود دجله هم گذشته و به آن سوى دجله رسيدند ، به قصد آنكه به كوخى « 1 » هم دست يابند . و در آنجا در دشت گسترده و پر درخت و تاكستانهاى فراوان و سروهاى بلند اردو زدند و در وسط آن دشت سرسبز كاخهاى زيبايى بود پر از نقش پادشاهان در حال شكار حيوانات درنده . در اين كشور عادت بر اين است كه نقش اشخاص را جز در حال جنگ يا شكار به شكل ديگرى نمىكشند .
و چون همه چيز به دلخواه امپراطور گذشت دستور داد كه برخى از كشتيهايى را كه حامل خواربار يا مهمات جنگى بودند از بار خالى كنند تا 800 تن از رزمندگان بر آنها سوار شوند و همچنين دستور داد كه بخش عمده كشتيها با خود او باشند و آنها را به سه دسته تقسيم كرد :
يك دسته از آنها را به سركردگى كونت ويكتور ( بزرگترين سردارانش ) مأمور ساخت كه در تاريكى شب از رود دجله با سرعت عبور كند و كنارهء ديگر رود را كه در تصرف دشمن بود به تصرف درآورد .
اين نقشهء جنگى سرداران را در بيم و هراس افكند و همگى كوشيدند تا او را از اين انديشه بازدارند ولى نتوانستند ، و طولى نكشيد كه امپراطور دستور حركت به كشتيها داد . و پنج كشتى از آنها با سرعت به راه افتادند تا از نظرها ناپديد و به ساحل دشمن نزديك شدند و با هرچه در توان داشتند از جنگافزارها و آتشاندازها به دشمن حمله كردند . آنچنان سخت كه نزديك بود خودشان در
هامش
( 1 ) . كوخى يا جوخى نام سرزمين آباد و گستردهاى در شرق دجله بوده كه بعدها به استانها و تسوهاى متعدد تقسيم شده و در ديوانهاى رسمى ساسانى هم با همين نامهاى جديد خوانده شده و همانها هم ملاك عمل ديوانى بودهاند . و شايد به همين سبب آن نام قديم يعنى كوخى يا جوخى در ديوانها راه نيافته و در فهرستهاى ابن خردادبه و قدامه هم از آن خبرى نيست .
ولى در برخى كتابهاى تاريخى ديگر كه سروكار آنها نه با ديوان و تقسيمات ديوانى بلكه با عرف و سنتهاى قديمتر بوده اين نام همچنان تا مدتى به كار مىرفته و اينجا قديمترين جايى است كه نام جوخى در آن بهكار رفته .