تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
آنها را به جاى اصليشان در يمن برگرداند ، آن حضرت هم كوچاندن آنها را از يمن عملى تلقّى فرمود كه عمر يعنى حاكم وقت كه داراى اختيار بوده انجام داده و به همين دليل هم تقاضاى آنها را نپذيرفته نه به استناد وصيّت پيغمبر ( ص ) « 1 » در صورتى كه اگر چنين وصيّتى در كار مىبود نخستين كسى كه از آن آگاه مىشد على ( ع ) بود . شايد ذكر مطلب زير هم كه طبرى آورده براى بيان ديدگاههاى خليفه نسبت به آنچه با اسلام و عرب ارتباط مىيافته بىمورد نباشد . طبرى روايت كرده كه چون عمر به خلافت نشست يكى از كارهايش اين بود كه دستور داد تا كسانى را از اعراب كه در بندگى و اسارت بودند با پرداخت سربهاى آنها آزاد گردانند و سربهاى هرانسانى را هم هفت شتر و شش شتر تعيين نمود . زيرا به گفتهء او زشت بوده است براى عربها كه يكى مالك ديگرى باشد ، به خصوص در هنگامى كه در روزى آنان گشايشى حاصل گرديده و سرزمين عجمها هم گشوده شده « 2 » و به همين سبب هم از آن پس نامهائى همچون بنده و يا مولى يعنى بندهء آزاد شده در عرب مصداق نيافته و اين كلمات از اوصاف مسلمانان غيرعرب گرديدند كه اعراب در زبان خود بدان‌ها ارزانى نموده بودند . البتّه چنين عملى اگر صرفا از شيخى از شيوخ عرب سرمىزد كه زشتى بندگى را در افراد بنى قوم خود برنمىتافته و به آزادى آنان مىانديشيده و سربهاى آنها را هم از مال خود مىپرداخته كارى پسنديده و ستايش‌آميز بوده است ولى آنچه از خليفهء مسلمانان و در آن مقام زيبنده و درخور ستايش مىبوده آن بوده كه زشتى بندگى را نه تنها در عرب‌ها بلكه در همهء مسلمانان برنتابد و اگر از بيت المال مسلمين سربهائى مىپردازد همهء مسلمانان دربند را به يك ديد نگاه كند و نظر عنايت خود را به بنى قوم خود محدود نسازد ، و دست‌كم شيوع رسم ناپسند جاهلى ولاء « 3 » را از سوى اعراب در اسلام زشت و ناروا شمارد تا در اثر گسترش
هامش
( 1 ) . بلاذرى ، فتوح البلدان ، ص 80 . ( 2 ) . طبرى ، 1 / 2021 . ( 3 ) . رسم جاهلى ولا ، چنين بوده كه اگر بنده‌اى از قبيله‌اى آزادى خود را به هرصورت حتّى -