تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
كه با اشتياق به آن گوش مىداد . « 1 » مسعودى پس از نقل مقدارى از اين سرگذشتها به سفرهائى اشاره مىكند كه عمر بن الخطاب در ايّام جاهليت به شام و عراق كرده ، و ديدارهائى كه او با ملوك عرب و عجم آنجاها داشته ، سفرها و ديدارهائى كه مسعودى در دو كتاب سابقش به نام اخبار الزمان ، به تفصيل از آنها ياد كرده بوده است . « 2 »

تجهيز در جنگ قادسيه

باتوجّه به آنچه دربارهء برخى از سران و سرداران قادسيّه گذشت شايد خلاف انتظار نباشد اگر در ضمن اخبار آن جنگ به رواياتى بربخوريم كه حكايت از امورى كنند نه منطبق با راه‌وروش اسلامى بلكه همچنان در مسير سنّتهاى دوران جاهلى عرب ، مانند عمل تجهيز ، چيزىكه در اسلام به سختى از آن منع شده بود و در آن جنگ همچنان سارى و جارى بود . عرب را در جاهليّت رسم چنين بود كه چون درگير جنگ مىشدند پس از پايان كارزار وقتى كه ميدان از جنگاوران تهى مىشد زنان و كودكان به ميدان رزم در مىشدند تا به زخميان خودى آب بدهند و زخميان دشمن را هم با چماقى كه در دست داشتند به هلاكت برسانند . اين عمل را تجهيز مىگفتند و در لغت هم آن را چنين معنى كرده‌اند : « اجهز على الجريح شدّ عليه و اسرع و اتمّ قتله » . كه به معنى شتاب‌بخشيدن به مرگ زخمى و تمام كردن قتل ناتمام او است . اخبار جنگ قادسيّه هم از چنين رواياتى خالى نيست . اين روايت را طبرى از امّ كثير زن همام بن الحارث كه با شوهرش در جنگ قادسيّه مانند ديگر زنهاى قبيله‌اش شركت داشته نقل كرده است . اين زن در اين روايت شرح داده كه چگونه پس از پايان جنگ او با ديگر زنان جامه‌هاى خود را به كمر بسته و هريك با
هامش
( 1 ) . مسعودى ، مروج الذّهب ، 3 / 69 و 72 . ( 2 ) . مسعودى ، مروج الذّهب ، پلا ، ص 3 / 74 .