برانگيختن قبايل و برافروختن آرزوئى ديرينه
پس از شكست آن حمله عمر تا يك سال سخنى از ايران به ميان نياورد . ولى هنگامى كه گروهى از قبيلهء ازد نزد او آمدند تا آنها را به جبههء شام بفرستد عمر باز هم هواى ثروت خاندان كسرى را به دل آنها افكند و آنها را به جنگ با ايران برانگيخت « 1 » و براى تشويق جرير بن عبد اللّه و قبيلهاش بجيله هم پذيرفت كه آنچه او در برابر اين كار يعنى رفتن به جبههء ايران مىخواست به او بدهد . خواستهء جرير به گفتهء بلاذرى « 2 » يكچهارم از تمام غنيمتى بود كه در آن جنگ بدست مىآمد . و به گفتهء طبرى « 3 » يكچهارم از خمسى بود كه از غنائم سهم بيت المال مىگرديد علاوه بر سهم خود آنها كه از غنائم نصيبشان مىشد . و به گفتهء مسعودى « 4 » يك چهارم از آنچه از سواد فتح مىكردند به علاوه سهم خود آنها . بههرحال هرچه بود جرير و قبيلهاش بجيله هم پس از پذيرفته شدن اين شرط به شركت در آن جنگ رضايت دادند .
در گفتگوى عمر با قبيلههاى بنى كنانه و ازد كه آنها هم براى اعزام به شام نزد او آمده بودند و او آنها را به جنگ با ايران تشويق مىكرده عبارتى آمده كه آنهم براى درك بهتر هدفهائى كه خليفه دنبال مىكرده درخور تأمّل است . طبرى گويد عمر در پاسخ آن قبايل كه مىخواستند به شام بروند . گفت : در آنجا به حدّ كفايت از شماها رفته است . كشورى را كه خداوند شوكت و شمار آنها را كاسته فروگذاريد . به عراق برويد و به جهاد مردمى بشتابيد كه از انواع رفاه زندگى برخوردارند شايد خداوند سهم شما را هم از آن زندگى ميراث شما گرداند و شما هم با آنها كه زندگى كردهاند زندگى كنيد « 5 » .
هامش
( 1 ) . بلاذرى ، فتوح ، ص 310 « فدعا هم الى العراق و رغّبهم فى غناء آل كسرى » .
( 2 ) . بلاذرى ، فتوح ص 310 .
( 3 ) . طبرى ، 1 / 2183 و 2186 .
( 4 ) . مسعودى ، مروجپلا 3 / 53 .
( 5 ) . طبرى 1 / 8 - 2187 ، عبارت طبرى در اين مورد چنين است : « . . . و استقبلوا جهاد قوم -