ميدانگاه آنجا برسى آنگاه آنها را به اسلام بخوان و از آنچه از حقوق الهى در اسلام بر آنها واجب مىشود آگاه گردان . به خدا سوگند كه اگر خداوند به وسيلهء تو حتّى يك نفر را هم هدايت كند براى تو بهتر از غنائم گرانبها است . » « 1 » على را همين اشارت كافى بود . ولى چون آن حضرت در سال دهم هجرت خالد پسر وليد را با چهارصد مرد براى دعوت قبيلهء بنى الحارث بن كعب يا جنگ با ايشان به نجران اعزام داشت براى اينكه جاذبهء غنيمت آنها را پيش از يك دعوت صحيح و معرّفى اسلام به جنگ و غارت نكشاند به وى دستور داد كه پيش از اقدام به جنگ سه روز را صرف دعوت آنان به اسلام نمايد آنچنانكه دعوت به همهء آنها برسد و اگر پس از سه روز دعوت را اجابت نكردند آنگاه با آنها به جنگ بپردازد . خالد نيز چنان كرد و آن قبيله هم اسلام پذيرفت و كار به جنگ نكشيد « 2 » .
اين آخرين دستور صريح و جامع پيغمبر اكرم براى دعوت به اسلام پيش از رحلت آن حضرت بود كه مىبايستى بىهيچ تأويل و تفسيرى سرمشق همهء كسانى مىگرديد كه قصد معرّفى و تبليغ اسلام را مىداشتند ، يعنى شناساندن صحيح و صريح اين دين در مهلتى كافى ، و جلوگيرى از حملهء مهاجمان غنيمت طلب پيش از انقضاء آن مهلت ، ولى پس از رحلت پيغمبر ( ص ) امر دعوت به اسلام بدين صورت نماند . و در خلافت عمر حمله اعراب به ايران به صورتى تحوّل يافت كه جنبهء اسلامى آن در سايهء مقاصد ديگر قرار گرفت .
* * *
عمر و بهرهگيرى از آشفتگى اوضاع ايران
در تاريخ آمده كه در بامداد همان شبى كه ابو بكر در آن وفات يافته و عمر جاى او را گرفته بود . عمر پيش از نماز صبح مردم را به همكارى با مثنّى بن
هامش
( 1 ) . الائمه الاثنى عشر ، تأليف شمس الدّين محمّد بن طولون ، چاپ بيروت 1958 م . ص 53 عبارتى كه به غنائم گرانبها ترجمه شده در اصل عربى حمر النعم است كه شترهاى نژاده و گرانبها را مىگفتهاند .
( 2 ) . طبرى 1 / 25 - 1724 .