اسلام را هنوز آن نيروئى كه بعدها به دست آورد حاصل نشده بود ، با اين حال آنها نه تنها به دعوت پيغمبر اسلام به اين دين گرويدند ، بلكه به شرحى كه در گفتارى پيش از اين گذشت « 1 » خود يكى از مدافعان سرسخت آن شدند و در رفع دو غائلهء بزرگى كه در آنجا برخاسته و پيشرفت اسلام را در جنوب عربستان به خطر افكنده بود تا حدّ فداكارى كوشيدند و ايرانيان درون كشور هم پس از شناخت اسلام و آشنائى با اصول و مبانى آن ، گذشته از اينكه با اشتياق آن را پذيرفتند تمام هوش و دانش و خرد خود را هم در خدمت آن نهادند تا جائى كه به زودى از پيشوايان فكرى جهان اسلام شدند . ولى با همهء اين سوابق و لواحق چه عامل يا عواملى باعث گرديد كه در حملهء اعراب به ايران كه فرض شده است براى تبليغ اين دين به ايران يورش بردهاند ، با آنكه دولت مركزى ايران از پاى درآمده بود و همهء شهرها و روستاها هم در برابر مهاجمان بىپشتيبان مانده بودند ، باز مردم آن شهرها و روستاها تا جائى كه توانستهاند به دفاع برخاستهاند و چون ناتوان ماندهاند غالبا با پرداخت مال و پذيرش جزيه آنها را از سر خود بازداشتهاند . ولى اسلام يعنى آن دينى را كه فرض مىشود مهاجمان برايشان عرضه داشتهاند ، بجز مواردى بسيار اندك ، نپذيرفتهاند ؟ اين پرسشى است كه پاسخ آن را ناچار بايد در چگونگى دعوت به اسلام در زمان پيغمبر ( ص ) و دگرگونيهائى كه پس از آن حضرت و به ويژه در آستانهء حمله به ايران در آن روى داده و تفاوتى كه بين آن دو بوده است جستجو كرد . و اينك ما و اين جستجو .
دعوت اسلامى در دوران پيغمبر اسلام
در روايتى كه در صحيح بخارى و مسلم هردو نقل شده آمده : هنگامى كه پيغمبر اسلام پرچم فرماندهى جنگ خيبر را به على داد به او چنين فرمود : « با ملايمت و مدارا به سوى آنها برو تا به
هامش
( 1 ) . گفتار دهم از جلد اول همين كتاب ، چاپ اول ، تهران 1372 ، چاپ دوم 1375 .