خداوند و تفضلى كه برايشان فرموده بسازد تا تنبهى براى ايشان باشد و از بتپرستى به خداپرستى گرايند .
اين دو سوره به عقيدهء غالب مفسران به يكديگر پيوستهاند و كلمهء اول سورهء قريش يعنى لايلاف متعلق است به فعلى كه در آيهء آخر سورهء الفيل آمده يعنى
فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَأْكُولٍ
و حتى در روايتى كه از عمر بن ميمون روايت شده آمده است كه من در پشت سر عمر ( خليفه ) نماز مىگزاردم در نماز خفتن و وى اين دو سوره يعنى الفيل و قريش را به يكجا خواند و ميان آنها بسم الله . . . نگفت .
بنابراين تقدير ماحصل اين دو سوره به نظر اين مفسران چنين مىشود كه خداوند اصحاب فيل را هلاك كرد تا قريش دو كاروان زمستانه و تابستانهء خود را در امن و آرامش انجام دهد . « 1 »
اين دو سوره هردو در سال يكم بعثت و در مكه نازل شدهاند و چون بنابر قول مشهور ولادت پيغمبر اكرم ( ص ) در عام الفيل يعنى همان سال حملهء حبشيها بر مكه بوده بنابراين در تاريخ نزول اين دو سوره چهل يا چهل و يك سال از آن تاريخ و نزديك به همين مدت منهاى چندسال از تاريخ زوال قطعى حبشيان و باز شدن راه بازرگانى يمن به روى قريش مىگذشته و در اين مدت آثار نيك اين تحول به خوبى ظاهر گشته و مشهود بوده است .
در قرآن كريم كاروانهاى بزرگى كه سران قريش در مواسم معينى از سال براى حركت به مقصدى معين به قصد تجارت تشكيل مىدادند ايلاف قريش خوانده شده و علت اينكه ايلاف تنها براى قريش به كار رفته اين بوده كه اين كار يعنى تشكيل كاروانها و سرپرستى آنها و تجارت در سرزمينهائى خارج از حجاز از مختصات سران قريش بوده و اگر كسان ديگر يا قبايل ديگرى هم مىخواستهاند در همان راهها به تجارت بپردازند مىبايستى به همين كاروانهاى قريش بپيوندند ، يا به استناد اجازهاى باشد كه آنها از دولتهاى مجاور دريافت كرده بودند . در روايات آمده كه نخستين كسانى كه به اصحاب الايلاف شناخته شدند چهار
هامش
( 1 ) . براى توضيح بيشتر نگاه كنيد به تفسير كبير و ابو الفتوح و طبرى و تبيان .