اين خانه بودند تسليم نمىكردند در هرحال مصرف آنها از حد اختيارات ايشان بيرون نمىماند .
ورود و خروج كاروانهاى بزرگ تجارتى كه هرساله در فصلى معين صورت مىگرفت جزء مواسم مشهور مكه شده بود . حركت كاروانى مركب از صدها شتر و شمار بسيارى از شتربانان و بازرگانان و نگهبانان و سران قوم موكبى تماشائى بود كه همهء مردم شهر را از كوچك و بزرگ به تماشا مىكشاند ولى علاقهمند بودن مردم مكه را به اين مراسم علت ديگرى هم بود و آن شركت بيشتر آنها در سرنوشت اين كاروان بود . توضيح آنكه در اثر سود هنگفتى كه بازرگانان و سرمايهداران از اين تجارت مىبردند كسانى هم كه كموبيش مالى داشتند و خود قادر به سفر نبودند اندوختهء خود را به يكى از كاروانيان به امانت مىدادند كه در مقابل حقالزحمهاى براى آنان معامله كند و سود و زيان آن معامله از آن صاحب مال باشد و عدهاى نيز نقدينه خود را در مقابل بهرهاى معين به ايشان وام مىدادند و بدين ترتيب بيشتر اهل مكه از لحاظ مالى هم به اين كاروان وابسته و در سرنوشت آن شريك بودند و در نتيجه همين سفرهاى بازرگانى اهل مكه بود كه ربا در اين شهر شيوع كامل يافته بود و براى مالداران يكى از وسايل بسيار معمول و متداول افزايش ثروت شده بود ثروتى كه معمولا از مال بينوايان و نيازمندان فراهم مىآمد و همين امر بود كه پيغمبر اكرم ( ص ) آن را به صراحت تحريم فرمود و شايد علت تقارن حرمت ربا با حليت بيع در آيهء قرآن نيز تقارن اين دو در همين كاروانهاى موسمى بوده باشد . و به سبب همين اثرى كه اين كاروانهاى زمستانه و تابستانه در نفوس اهل مكه و در ثروت و اعتبار قريش داشته ، در دو سورهء قرآن كريم با تذكر اينكه هرآنچه انجام يافته از نابودى حبشيها و فراهم آمدن وسيله براى تشكيل كاروانهاى زمستانه و تابستانه همه به ارادهء خداوند و نتيجهء تفضل الهى بر آنها بوده قريش دعوت شدهاند كه به شكرانهء اين همه نعمتها ترك بتپرستى گويند و خداى بزرگ يعنى صاحب خانه را بپرستند نه خدايان درون آن را ، خدائى كه آنها را از ترس و بيم به ايمنى رساند و از گرسنگى به رفاه
( فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَيْتِ الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ ) .