تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
برادر فرزندان عبد مناف جد اعلاى پيغمبر اكرم يعنى هاشم و عبد شمس و مطلب و نوفل بوده‌اند ، چون هريك از اين برادران از يكى از دولتهاى مجاور عربستان اجازه‌اى تحصيل كرده بودند كه به موجب آن مىتوانستند در قلمرو آن دولت و در زينهار آن آزادانه به تجارت بپردازند . از اين چهار برادر هاشم در حمايت پادشاه شام و عبد شمس در حمايت پادشاه حبشه و مطلب در حمايت والى يمن و نوفل در حمايت پادشاه ايران درآمده بودند و هريك از اين چهار برادر از يكى از اين دولتها عهد و زينهار گرفته بود تا چون در قلمرو آنها به تجارت مىپرداختند كسى متعرض ايشان نشود و از اين روى بعضى از ارباب لغت ايلاف را به معنى عهد و زينهار دانسته‌اند و بعضى ديگر به معنى گردهم آوردن و تشكيل كاروان دادن و يا ملزم به كارى در موعد معين شدن و از اين قبيل مفاهيم كه در معنى ايلاف جمع است . « 1 » از ميان همهء سفرهايى كه بازرگانان قريش به اطراف مىكردند دو سفر آنها بيش از همه براى آنها سودآور و بااهميت بود يكى سفر از مكه به شام و بازگشت از آن بود كه موسم آن تابستانها بود و ديگر سفر از مكه به يمن و بازگشت از آن‌كه موسم فصل آن زمستان بود . اهميت اين دو سفر در اين بود كه اين راه يعنى از دمشق به مكه و از مكه به يمن يا بندر عدن همانطور كه قبلا گفته شد يكى از راههاى مهم بازرگانى شرق و غرب و به اصطلاح امروز يك راه بين‌المللى بود و بازرگانان قريش از همين راه كه بتدريج تجارت آن را به خود اختصاص داده بودند در شبكه تجارت برون مرزى عربستان هم وارد شده و عاملى از عوامل تجارت شرق و غرب گرديده بودند و مكه هم يكى از مراكز و بلكه در طى سالهائى كه به ظهور اسلام مىپيوست مهمترين مركز اين تجارت در فاصلهء بين عدن و دمشق شده بود . كاروانهاى قريش از يمن كالاهائى را كه مبدأ
هامش
( 1 ) . براى آگاهى بيشتر از معنىهايى كه براى ايلاف ذكر كرده‌اند نگاه كنيد به لسان العرب و روايات مختلفى كه در آنجا از ابو زيد و ابن الاعرابى و ابن عباس و فراء و ديگران نقل كرده و همچنين به قاموس و شرح آن .