انداختن كاروانهاى بزرگ و آمدورفت در اين راه كه بتدريج تجارت در آن را به خود اختصاص دادند دوران آرامش و رفاهى را به خود نويد مىدادند .
نگاهى به سورهء الفيل و سورهء قريش
تاكنون به اشاراتى كه در دو سوره از سورههاى قرآن مجيد به اين تحول كه در اينجا مورد گفتگو است شده و به بهرهء وافرى كه محققان مىتوانند براى تحقيق در تاريخ اين دورهء عربستان و تاريخ صدر اسلام از اين اشارات برگيرند توجهى نشده با اينكه اين سورهها با كمال ايجازى كه در آنها هست پرتوى بر اين تحول و علل آن مىافكنند كه درخور تأمّل است .
اين دو سوره يكى سورهء الفيل و ديگرى سورهء قريش است كه هردو متصل به هم و هردو يادآور يك واقعهء تاريخى و آثار مترتب برآنند . « 1 » سورهء الفيل اشاره است به هجوم حبشيان به مكه و كيفيت هلاك آنها و سورهء قريش اشاره است به همين كاروانهاى بزرگ قريش و سفرهاى تجارتى زمستانه و تابستانه آنها و رفاه و امنيتى كه خداوند متعال پس از هلاك حبشيان و زوال دوران ترس و فقر نصيب آنان گردانيد .
البته زبان قرآن زبان تاريخ نيست كه رويدادهاى گذشته را به تفصيل و با ذكر جزئيات بد انسان كه در تاريخها مىنگارند شرح دهد بلكه زبان وعظ و حكمت و دعوت به حق است و اشاره به بعضى رويدادهاى بزرگ تاريخى هم كه از لحاظ عظمت در اذهان مردم اثر گذاشته به قصد آگاه ساختن و عبرت آموختن و نشان دادن قدرت الهى و سرانجام دعوت به خداشناسى و يكتاپرستى است . و در اين دو سوره هم يادآورى حمله به مكه و هلاك مهاجمان و آثار مترتب بر آنكه آرامش و رفاه قريش باشد بر اين قصد است كه قريش را كه در اين هنگام بزرگترين دشمنان اسلام بودند و هنوز در بتپرستى بهسر مىبردند متوجه قدرت
هامش
( 1 ) . سورههاى 105 و 106 .