خصوصيت ديگرى هم بوده و آن بدين علت بوده كه يمن تنها منطقهاى از شبه جزيرهء عربستان بوده كه از قديم در معرض تهديد دولت روم از شمال و دولت حبشه از شرق بوده و به اين جهت بيش از ساير مناطق عربستان احساس احتياج به حمايت ايران مىكرده و به همين جهت يمنىها از قديم ايران را به چشم يك دولت دوست مىديدهاند و ايران هم در موارد لزوم از حمايت آن دولت دريغ نداشته چنان كه در دوران انوشروان كه روميها به قصد نفوذ در يمن و تسلط بر آنجا به اقداماتى دست زده بودند انوشروان در پيمان صلحى كه با امپراطور روم بست يكى از مواد آن به نقل فردوسى اين بود كه :
نگردد سپاهش به گرد يمن * نخواهند چيزى از آن انجمن
در اينجا يك مطلب را هم در زمينهء روابط ايرانيان و يمنيها نبايد ناگفته گذارد و آن اين است كه ايرانيان هم در يمن چنان كه از بعضى روايات برمىآيد خود را تافتهءجدابافته نپنداشتهاند بلكه با قبايل يمن حشرونشر داشتهاند و زبان و فرهنگشان را آموخته و با آنها وصلت كرده و در بين آنها زندگى مىكردهاند « 1 » و
هامش
- اين بيت را مىخوانيم :جيش يقاتل لاستقلال قحطان * جيش يقاتل لاستعباد قحطانيعنى يك سپاه - كه مقصود سپاه ايران است - براى استقلال قحطان ( اعراب يمن ) مىجنگيد و يك سپاه - كه مقصود سپاه حبشه است - براى برده ساختن قحطان مىجنگيد ( درس اللغة و الادب ، ج 2 ص 128 ) .
( 1 ) . فيروز سردار ايرانى كه پس از اسلام در جنگ با مرتدان يمن دچار شكست و ناتوانى شد تا گردآورى نيروى تازه در كوهستان خولان در قبيلهء مادرى خود پناه گرفت ( طبرى 1 - 1992 ) طبرى در روايتى از ابن اسحق در واقعهء جنگ بين جرير بن عبد الله و مهران كه او را مهران بن باذان خوانده حكايتى نقل كرده كه قابل تأمل است گويد براى من نقل كردند كه چون مهران به رزم با جرير پرداخت اين ارجوزه را در معرفى خود خواند :ان تسئلوا عنى فانى مهران * انا لمن انكرنى ابن باذانولى من آن را باور نداشتم تا يكى از اهل علم و اطلاع كه در حجت گفتار او ترديد نيست گفت اين مهران عربى بار آمده بود چون با پدرش كه عامل كسرى بود در يمن بزرگ شده بود .
( طبرى 1 - 2201 ) اين را هم قبلا نقل كردهايم كه بنابر روايتى علت اينكه خسرو پرويز بر خرّه ، -