تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
سرزمينشان دوخته بودند حامى و نگهبان خود مىشمردند و به پشتيبانى آن دلگرم بودند . و اين بيشتر بدان جهت بود كه دولتهاى ايران در اين سرزمين بر خلاف دو دولت روم و حبشه كه هدف استعمارى داشتند داراى هدف استعمارى نبودند و حكومت مستقيم بر مردم آنجا را هم نمىخواستند و آنچه از تسلط بر اين سرزمين انتظار داشتند يكى حفظ امنيت راههاى بازرگانى و سوق الجيشى بود كه از مناطق مختلف صحرا مىگذشت و ديگر حفظ شهرها و روستاهاى آباد و پرجمعيت ايران بود كه در حاشيهء شرقى و شمالى صحرا قرار داشتند و پيوسته در معرض تاخت‌وتاز و دستبرد قبايل راهزن و غارتگر باديه‌نشين بودند ، و ديگر حمايت پايگاههاى دريايى ايران در كناره‌هاى شبه جزيرهء عربستان بود از دزدان دريائى و غارتگران صحرائى ، و ديگر جلب همكارى اعراب باديه‌نشين براى لشكركشىهاى خود بود كه از كناره‌ها يا وسط صحرا مىگذشتند براى راهنمائى و حمل آب و آذوقه و ساير نيازهاى سفر باديه . نظام حكومت ايران هم در اين سرزمين چنين بود كه امور هرناحيه و قبيله‌هاى ساكن در آنها به دست رؤساى خودشان كه در ميان قبايل احترام و اعتبارى داشتند اداره شود « 1 » و مرزبانان ايرانى خود مستقيما در كار اعراب
هامش
( 1 ) . در دوره‌اى از عصر ساسانى كه مورد گفتگوى ما است وضع ادارهء اين مناطق عربى كه در قلمرو دولت ايران بودند بدين‌گونه بود : امارات سرزمين حيره را كه بزرگترين قلمرو عربى دولت ساسانى و در مرزهاى غربى آن دولت بود خاندان منذر كه از خاندانهاى بسيار معروف و معتبر عربى به شمار مىرفتند عهده‌دار بودند و امور يمامه را هوذة بن على يكى از بزرگان عرب همين ناحيه كه او را امير يمامه نوشته و ذو التاج خوانده‌اند عهده‌دار بوده . او را از آن جهت ذو التاج خوانده‌اند كه خسرو پرويز به سبب حسن خدمتى كه او در نگاهبانى و بدرقهء كاروانهاى ايران و يمن از خود نشان مىداده يك قباى ديبا و يك كلاه قيمتى به او خلعت داده بود . و سرپرستى باديه‌نشينان بحرين را كه از قبيله‌هاى عبد القيس و بكر بن وائل و تميم بودند منذر بن ساوى از فرزندان عبد الله بن زيد اسبذى از طرف ايران برعهده داشت و مرزبان ايران در هجر مركز بحرين كه نام او را سيبخت نوشته‌اند در امور آنها مستقيما دخالتى نداشت ( فتوح البلدان 95 ) . چنان كه در گفتار مربوط به ابلّه گذشت ، براى حفظ امنيت راههاى زمينى كه به بندر ابلّه منتهى مىشد در محل بصره كنونى كه در حدود چهار فرسخ در غرب ابلّه بود در -
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 183 | محمد مهدى ملايرى