تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
دخالت نكنند و بلكه امراى عرب را براى حفظ امنيت منطقه خود از لحاظ مالى و در موارد لزوم نظامى نيز تقويت مىكردند « 1 » دربارهء حفظ امنيت راههائى هم كه از قلمرو قبايل باديه‌نشين مىگذشت سياستى شبيه به همين داشتند يعنى جلب همكارى آن قبائل با تأمين منافع آنها و به همين جهت حفظ امنيت كاروانهايى كه از اين راهها مىگذشتند در قلمرو هرقبيله‌اى به عهدهء رئيس همان قبيله بود . و اين قبائل در مقابل چنين خدمتى ساليانه يا برحسب موردپاداشى دريافت مىداشتند « 2 » . از اين راهها و طرز نگهبانى كاروانهائى كه از آنها رفت‌وآمد مىكردند وصف يكى از آنها را در منابع عربى اسلامى مىيابيم كه مىتوان آن را به‌عنوان
هامش
- دولت ساسانى پادگانى تأسيس شده بود كه در آنجا عده‌اى از اسواران ايرانى پاس مىدادند ، محل اين پادگان را وهشت‌آباد ( بهشت‌آباد ) نوشته‌اند ، و در غرب اين محل در حاشيهء صحرا و براى جلوگيرى از تاخت‌وتاز باديه‌نشينان پايگاه ديگرى هم از طرف آن دولت داير شده بود كه آنجا را منجشانيه گفته‌اند ولى حفاظت و مرزبانى اين پادگان برعهدهء قيس بن مسعود شيبانى واگذار شده بود اين قيس علاوه بر اين پادگان از جانب ايران نگاهبانى و حفظ امنيت منطقهء طف را كه شامل سرزمينهاى حاشيهء صحرا در غرب فرات مىشد نيز عهده‌دار بود . ( ياقوت 4 - 658 ) . ( 1 ) . چنان كه نوشته‌اند كمك حيره از انبارهاى شهر فيروز شاپور كه محل انبارهاى آذوقه و مهمات نظامى در غرب ايران و در نزديكى مرزهاى روم بود پرداخت مىشد . شهر فيروز شاپور به سبب وجود همين انبارها در آن بتدريج به انبار معروف شد تا جائى كه اين نام معروفتر از نام اصلى آن شد و در كتب عربى به نام « الانبار » ذكر شده . كمك قيس بن مسعودى شيبانى از ابو ابجمعى بندر ابلّه پرداخت مىشد و هوذة بن على نيز ساليانه يا به هرمناسبت پاداشى دريافت مىكرده ، و اعانهء اعراب باديه‌نشين هم در خشكساليها به وسيلهء مرزبان بحرين پرداخت مىگرديد . ( 2 ) . اين سياست در دوران انوشروان به خوبى اجرا مىگرديد ولى در دوران خسرو پرويز كه راه و رسم گذشتگان را ناديده گرفت و در مناطق عرب‌نشين تصرفاتى خارج از سنّت ديرين نمود گاهگاه برخوردهايى بين قبايل ناآرام عرب و كارگزاران او روى مىداد كه منجر به زد و خوردها و كشتارهائى مىگرديد و اين به سبب حملهء آن قبايل به كاروانها و كشتار و تاراج آنها يا نافرمانيهاى ديگر بود و بيشتر وقايعى كه در روايات عربى به‌عنوان ايام العرب ذكر شده مانند يوم الصفقة يا يوم الفجار يا يوم السقر يا يوم ذى قار مربوط به همين دوران است .