تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
نمونه ياد كرد . اين راهى بوده است ميان تيسفون پايتخت ايران و پايتخت يمن در دوران حكومت ايران بر آنجا . كاروانى كه از تيسفون حركت مىكرده تا حيره به وسيلهء نگهبانان ايرانى همراهى مىشده و در حيره كاروان به نعمان بن منذر پادشاه حيره تحويل مىگرديده و از آنجا تا يمامه پاسدارى اين كاروان به عهدهء كارگزاران و نگهبانان او بوده . در يمامه اين كاروان تحويل هوذة بن على امير يمامه مىشده و وظيفه او بوده است كه كاروان را تا قلمرو قبيلهء بنى تميم پاسدارى كند و در قلمرو اين قبيله طائفه بنى اسد در برابر مزدى كه دريافت مىكرد آن كاروان را از صحرا مىگذرانيد و تحويل كارگزاران مرزبان ايران در يمن مىداد . « 1 » در يمن هم روش حكومت ايرانيان خارج از اين سياست كلى نبود ، در آنجا هم ايرانيان نه در امور داخلى يمن و مناطق مختلف آنجا كه به‌عنوان مخاليف « 2 » خوانده مىشده دخالتى مىكرده‌اند و نه در راه و روش زندگى قبائل و آزادى آنها بلكه با از ميان بردن تسلط حبشيها و رفع فشار و تحكّم آنها چنان كه از روايات عربى برمىآيد قبائل يمنى به زندگى عادى و طبيعى خود بازگشته و فشار ديگرى احساس نكرده‌اند و به همين سبب است كه در تاريخ يمن لشكركشى ايران به يمن به قصد رفع ستم از مردم آنجا و اعادهء حكومت به خود آنها ياد شد « 3 » ولى رابطهء تاريخى يمن را با ايرانيان علاوه بر رابطه كلى ايران با اعراب
هامش
( 1 ) . اغانى ، ج 16 - ص 150 ، به نقل از ابن الكلبى در كتاب حماد الرواية در اغانى ج 16 ، ص 149 در روايتى ديگر دربارهء يوم الصفقة از كاروانى بين يمن و ايران سخن رفته كه به وسيلهء اسواران ايرانى همراهى مىشده و به وسيلهء قبيلهء بنو الجعيد راهنمائى و بدرقه مىشده و در قبيله بنى حنظلة بن يربوع مورد تهاجم و قتل و غارت قرار گرفته است . ( 2 ) . مخلاف و جمع آن مخاليف از اصطلاحات خاص يمن است و سرزمين هرقبيله‌اى را كه اختصاص به آن قبيله دارد مخلاف آن قبيله نامند مانند مخلاف زبيد يا مخلاف حمدان و مانند اينها و تقسيمات يمن هم براساس همين مخلافها است كه به منزله روستا يا كوره يا استان در جاهاى ديگر است . جز اينكه نام هريك از مخلافها از نام قبيله‌اى گرفته شده كه در آنجا سكونت گزيده و آنجا را آباد كرده است . ياقوت در روايتى از ابو معاذ مخلاف را بنكرد معنى كرده ( معجم البلدان 1 - 39 - 40 ) . ( 3 ) . در قصيده‌اى كه از ملاط نقل كرديم در وصف جنگ ايرانيان با حبشيها و هدف هريك از آنها -
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 185 | محمد مهدى ملايرى