تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
به طول نينجاميد و پس از او حكومت يمن مستقيما در دست ايرانيان بود و فرمانروايان آنجا از دربار ايران تعيين مىشدند و اين دوران نزديك پنجاه سال به درازا كشيد و اگر در اين دوران طولانى روش حكومت ايشان به صورتى مورد رضا و قبول و منطبق با نيازها و انتظارات مردم يمن و مطلوب ايشان و ديگر اعراب نبوده بلكه همانند دوران حبشيها موجب رنج و آزار ايشان و فقر و ويرانى كشورشان گرديده باشد ، خردپذير نخواهد بود كه گمان رود رفتار نخستين ايرانيان در كمك به سيف ، يمنيان و اعراب را آنچنان سپاسگزار و حق‌شناس نگه داشته باشد كه همهء رنجها و آزارهائى را كه در اين دوران طولانى از اين فرمانروايان ايرانى بر آنها وارد شده با رضاى خاطر تحمل كنند و همچنان خود را با قصّهء سيف كه پس از او سرشناس ديگرى هم از خاندانشان باقى نمانده بود دلخوش سازند و در برابر همهء ناملايماتى كه از ايرانيان مىديدند همچنان ايرانيان را سپاس و ستايش گويند و به جاى لعن و نفرين آنچنانكه حبشيان را با آن ياد مىكردند ، ايرانيان را آزاده و آزادگان بخوانند . بلكه خردپذير اين خواهد بود كه اين علت را هم به علتهاى ديگرى كه از آن جمله طرز رفتار و روش حكومت ايرانيان و آثار سياسى و اقتصادى آن باشد بيفزائيم و از مطالعهء مجموع آنها رويدادهاى آن زمان را با معيارهاى خاص همان زمان بسنجيم نه با معيارهاى امروز . در اين جستجو نمىتوان سابقهء تاريخى روابط ايران و اعراب را ناديده گرفت . پس از انقراض دو دولت آشور و بابل به دست دو دولت ايرانى ماد و هخامنشى فرمانروائى بر بخش بزرگى از شبه‌جزيره عربستان نيز جزء مواريث آن دو دولت به ايران انتقال يافت در اين دوران دولت روم از شمال و دولت حبشه از شرق همسايگان اعراب بودند ، ولى همسايگان مزاحم و هرچه فشار روميها از سمت شمال و فشار حبشيها از سمت شرق بر اين سرزمين شديدتر و ترس و وحشت اعراب از آن دو دولت بيشتر مىگرديد گرايش ايشان به ايران فزونى مىيافت تا جايى كه دولت ايران را در برابر آن دو دولت كه چشم طمع به ايشان و