و دلدادگى است . »
« اين حقى است بر گردن من در صورتى كه نه خانه خانهء من است و نهنژاد نژاد من . »
« بلكه اين به سبب انعامى است كه خداوندان اين امكان را بر خاندان من ثابت است . »
« كه بهترين نهال را از هوش و خرد خود در سرزمين ما كاشتند و كشور ما را با « دلاورانى كه پيوسته با سازوبرگ رزمى آماده كارزار بودند يارى دادند و بر « لشكر ارياط ( مقصود حبشيان است ) تاخته و آنها را نابود ساختند . و بدين جهت « است كه مىبينى پس از آن من دوستدار مردمان شريف و بزرگان گرديدهام از هر جا و مكان و از هرنژاد و ريشهاى كه باشند . « 1 »
همين حسن شهرت و داستانهاى دلپذيرى كه دربارهء اين رويداد تاريخى در ادبيات قديم عربى بهعنوان يك كار جوانمردانه ايرانيان نسبت به يمنيان منعكس گرديده و گاهگاه اشارهاى بدان در ضمن حكايات و امثال عربى آمده است به ادبيات معاصر عرب نيز راه يافته از آن جمله آثار آن را در قصيدهء بلندى با عنوان سيف بن ذى يزن از ساختههاى شاعر معاصر و معروف لبنانى شبلى الملاط كه
هامش
( 1 ) . اصل اين ابيات كه قصيدهء بحترى بدانها پايان مىيابد چنين است :فلها ان اعينها بدموع * موقفات على الصبابة حبس
ذاك عندى و ليست الداردارى * باقتراب منها و لا الجنس جنسى
غير نعمى لاهلها عند اهلى * غرسوا من ذكائها خير غرس
ايد و املكنا و شدو اقواه * بكماة تحت السنور حمس
و اعانوا على كتائب ارياط * على النحور و دعسقسمت عمدهء اين قصيده را استاد مرحوم رشيد ياسمى در دفترى كه به نام مقام ايران در تاريخ اسلام در سال 1321 هجرى خورشيدى در تهران چاپ و منتشر ساخت نقل كرده و ترجمهء فارسى آن را هم آورده است . آن دفتر در اصل ترجمهء سخنانى بود كه خاورشناس فقيد مارگوليوت در 29 آوريل 1925 مسيحى در انجمن ايران لندن ايراد كرده بود و همين ترجمه را علّامهء فقيد على اكبر دهخدا در جلد سوم كتاب امثال و حكم ( ص 1673 تا 1689 ) نيز نقل كرده بود .
مقام ايران در تاريخ اسلام - تأليف مارگوليوت ترجمهء رشيد ياسمى ، از نشريات مجمع ناشرين كتاب شماره 11 - تهران 1321 .