آثارى از آنها برجاى مانده ظاهرا به همين طريق عمل مىكردهاند « 1 » .
ابن حوقل كه در سواحل افريقائى درياى سرخ سفر كرده و سرزمين بجاويان يعنى همان قبائل افريقائى را هم ديده و ظاهرا در آنجاها به تجارت مىپرداخته است اين سواحل و بنادر آنجا را چنين وصف كرده است : « چون از شمالىترين نقطه درياى قلزم ( - درياى سرخ ) به سمت جنوب از سواحل غربى آن يعنى سواحل افريقا حركت كنيم نخست از سواحل مصر مىگذريم تا به جزايرى مىرسيم كه به بنى جدان معروفند . اين جزاير محل كشتيهائى است كه كسانى كه بخواهند به جار يا جده در ساحل شرقى بروند در آنجا سوار كشتى مىشوند . از اين جزائر به بعد بيابانهائى است از آن قبيله بجّه و در آن بيابانها معدن زمرد و طلا يافت مىشود و از اين جزائر كه بگذرند به شهرى مىرسند در كنارهء دريا به نام عيذاب و اين بندر در ساحل غربى افريقايى اين دريا محاذى بندر جار در ساحل شرقى آن است و از عيذاب كه به سمت جنوب همچنان در ساحل روند به سواكن مىرسند كه بازرگانان ايرانى و طائفهاى از ربيعه در آنجا ساكنند و در اين جزائر به نام فرمانرواى مغرب خطبه مىخوانند و اين جزائر در ساحل غربى محاذى جده در ساحل شرقى درياى قلزم است و از اينجا ساحل دريا تا حبشه كشيده
هامش
- پرچم پرتقال را هم بر بالاى قصر خود نصب كند و از اين تاريخ حكومت مستقل شيرازيان كه به نام دولت زنگبار خوانده مىشد از ميان رفت . براى اطلاع بيشتر نگاه كنيد به « ايرانيها و شرق افريقا » تأليف دكتر عبد الله عبد العزيز فهمى ، انتشارات بنياد فرهنگ ايران به شمارهء 267 و مراجع او كه صورت آنها در پايان كتاب آمده .
( 1 ) . به گفتهء اسپنسر ترمنگام مورخ و كارشناس امور افريقائى در قرن ششم ميلادى تعداد ايرانيانى كه به سواحل شرقى افريقا كوچ كردند به اندازهاى فزونى يافت كه قرارگاهى براى خود در سانگى يا كاتى واقع در جنوب شهر ( كلوا » تأسيس كردند كه آثار آن تاكنون باقىمانده و در ويرانههاى آن كوزهها و ظروف سفالين يافت شده است كه داراى نقشونگار ايرانى بوده ، عبد السلام فهمى ، ص 20 به نقل از « الاسلام فى شرق افريقية » تأليف اسپنسر ترمنگام ، ص 9 .
اين تاريخ كه در اينجا ذكر شده يعنى قرن ششم ميلادى مصادف است با دوران انوشروان و شكوفائى بازرگانى دريائى و دريانوردى ايرانيان در بنادر اقيانوس هند و حوضهء درياى سرخ و سواحل افريقا .