تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
مىشود و از آنجا به سرزمين نوبه مىپيوندد و از آنجا به سرزمين زنگيان مىرسد كه از گسترده‌ترين اين سرزمينها است « 1 » . ناصرخسرو كه او هم مانند ابن حوقل از اين ديار بازديد كرده و از اسوان مصر در ظرف پانزده روز از راه صحرا به بندر عيذاب رفته تا از آنجا با كشتى به حجاز رود بندر عيذاب را كه در نزديكى سواكن بوده چنين وصف كرده : « اين شهر عيذاب بر كنارهء دريا نهاده است . مسجد آدينه دارد و مردمى پانصد در آن باشد و تعلق به سلطان مصر داشت و باجگاهى است كه از حبشه و زنگبار و يمن كشتيها آنجا آيند و از آنجا بر اشتران بارها بدين بيابان كه ما گذشتيم برند تا اسوان و از آنجا در كشتى به آب نيل به مصر برند » . « 2 » ياقوت هم دربارهء سواكن گويد : « سواكن شهر مشهورى است در ساحل درياى جار نزديك عيذاب كه كشتيهائى كه از جده مىآيند در آنجا لنگر مىاندازند و مردم آنجا بجاه هستند ( - بجه به گفتهء ابن حوقل ) از سياهانند و نصارى باشند « 3 » و در جاى ديگر درباره عقيق كه آن هم در نزديكى سواكن بوده گويد : « عقيق دهى است نزديك سواكن در ساحل دريا از سرزمين بجاه كه از آن تمرهندى و كالاهاى ديگر مىآورند » . « 4 »

بوميان سواكن

دربارهء مردمى كه آنها را بجه يا بجاه خوانده‌اند و ساكنان اصلى اين سرزمين بوده‌اند و دو بندر عيذاب و سواكن هم در سرزمين آنها واقع بوده ابن حوقل كه خود آنجا را ديده شرح سودمندى در وصف ايشان و سرگذشتشان در دوران اسلامى آورده كه چنين خلاصه مىشود : وقتى از قلزم ( بندرى بوده در شمال درياى سرخ ) از سمت غرب دريا به سوى جنوب به روى به بيابان گسترده‌اى خواهى رسيد كه تمام فاصله ميان مصر و حبشه و نوبه را دربرگرفته و در اين بيابان قبائل بجه سكونت دارند كه در سياه چادرها
هامش
( 1 ) . صورة الارض ، ص 49 - 48 . ( 2 ) . سفرنامهء ناصرخسرو ، ص 83 . ( 3 ) . معجم البلدان ، 3 - 182 . ( 4 ) . معجم البلدان ، 3 - 701 .