جده به محل ديگرى در جنوب آن به نام الشعيبيه منتقل شد « 1 » و آنجا جايگزين بندر جده گرديد و جده رو به ويرانى نهاد تا جايى كه وقتى در زمان خليفه عثمان بن عفان جده دوباره بهعنوان بندر و شهر مورد استفاده قرار گرفت از عمران وآبادى و بناهاى باشكوه سابق در آن اثرى نبود و بناهاى آنجا منحصر به مقدارى خانههاى گلى و يا كوخهاى نئين بود . ولى از اين زمان بتدريج با آمدورفت كشتيهاى بازرگانى و مراسم حج برآبادى و ثروت آن افزوده گشت و دوباره ساختمانهاى بلند و سنگى در آن فراوان شد . مؤلف تاريخ جده مىنويسد « در اين دوران باز ما دوباره اثر ايرانيان را در آبادانى و رونق بازرگانى اين بندر مىبينيم و مىبينيم كه چگونه تاريخ به اشكال و رنگهاى مختلف تكرار مىشود .
گوئى يك جاذبهء نهانى ايرانيان را به اقامت در جده مىكشاند شايد اين جاذبه ملايم بودن آبوهواى آنجا از لحاظ بهداشتى و همچنين مساعد بودن وضع آنجا از لحاظ بازرگانى باشد ، ساكنان ايرانى جده در طى قرنها اقامت در آنجا به ساختن خانهها و مهمانسراهاى مجلل پرداختند و به انواع بازرگانىها روى آورده آن را رونق بخشيدند و در اين راه در زندگى اجتماعى و عملى اين شهر چه در قديم و چه در جديد از شهرت بسيار خوبى برخوردارند . « 2 »
دربارهء اينكه آيا اين آرامش و امنيت و در نتيجهآبادى و عمران جده تا قرن سوم و چهارم هجرى كه از رونق بازرگانى آنجا و فعاليت بازرگانان ايرانى در آنجا اخبار متعددى در منابع تاريخى و جغرافيائى آن دوران هست همچنان ادامه داشته يا اينكه باز هم در اين ميان دچار ناامنى و ويرانى شده اخبار كافى در دست نيست ولى بههرحال در قرن سوم و چهارم هجرى بندر جده را از خلال همين مآخذ همچنان معمور و تجارت آن را پر رونق و مالومنال را در آنجا فراوان و امر بازرگانى را همچنان در دست ايرانيان مىبينيم .
ابو زيد احمد بن سهل بلخى مؤلف كتاب معروف « صور الاقاليم يا ذكر المسافات و الاقاليم » در سال 322 هجرى قمرى دربارهء جده چنين نوشته است :
هامش
( 1 ) . تاريخ مدينة جده ، ص 26 .
( 2 ) . تاريخ مدينة جده ، ص 27 .