در آغاز كارهاى عمرانى عبد المطلب در مكه و مقارن ساختن آن با ذكر مجدد اموال و جواهرى كه مسعودى در خبرى كه قبلا نقل شد آنها را از جمله هديههاى ايرانيان به كعبه شمرده است اين انديشه را در خواننده برمىانگيزد كه آيا اين تقارن در ذكر كارهاى عمرانى عبد المطلب و خسرو انوشيروان و اموال و جواهرى كه در قصهها و داستانها هديهء آنها به خانه كعبه به ايرانيان نسبت داده شده و ذكر آن گذشت به علت تقارنى نبوده است كه در واقع بين رويدادهاى همين دورهاى كه خسرو انوشيروان درصدد تقويت حجاز و قبيلهء قريش سرپرست مكه در برابر مشكلاتى برآمده است كه در نتيجه روش خصمانهء حبشيان يمن و تحريكات دولت روم براى آنها پيشآمده بوده است ؟
رقابتهاى ايران و روم در منطقه
شايد بىمورد نباشد كه در اينجا به يك سؤال ديگر هم كه در ارتباط با حوادثى كه در همين دوران در اين منطقه روى داده به ذهن مىرسد نيز اشارهاى بشود و آن اين است كه آيا حملهء ابرهه پادشاه حبشى يمن دستنشاندهء روم به مكه مركز سياسى و اقتصادى و دينى حجاز در محدودهء همين رقابتهاى منطقهاى ايران و روم قرار نمىگيرد ، و آيا بين اين حمله در شمال با حملهء حبشيها به عدن بندر ايرانى در جنوب رابطهاى نيست ؟
نشانههائى هست كه اين سؤالها را توجيه مىكنند ، يكى اينكه قرارداد روم با يمن و حبشه به شرحى كه گذشت شامل دو چيز بود : يكى اخلال حبشيها در امر بازرگانى و دريانوردى ايرانيان در اقيانوس هند و كوتاه كردن دست بازرگانان ايرانى از تجارت در بنادر نزديك آنها كه با حمله به بندر عدن منطبق مىگردد و ديگرى حمله فرمانرواى حبشى يمن به ايران كه نامؤفق ماند يا به قول پروكوپيوس حبشيها از عهده آن برنيامدند ، و اما آنچه كه در تاريخ پروكوپيوس
هامش
- العرب و آرائها فى الجاهلية و تفرّقها فى البلاد و خبر اصحاب الفيل و عبد المطلب و غير ذلك ممالحق بهذا الباب ( مروج ، ج 2 ، ص 253 ) .