دادوستد و مبادلهء كالا .
آمدورفت ايرانيان در زمانهاى قديم به مكه
در روايات و اشعار قديم عربى مطالبى هست كه دلالت برآمدورفت ايرانيان در زمانهاى قديم پيش از اسلام به مكه و تقديم هدايائى از طرف آنها به خانهء كعبه دارد ، هرچند مسعودى آنها را همچون روايات تاريخى نقل كرده ولى قصه و افسانه به نظر مىرسد ؛ با اين حال شايد ذكر آنها در اينجا بىفايده نباشد به ويژه كه در جريان اين داستانها سخن از انوشيروان و سران قريش در مكه مىرود كه به همين دوران بازمىگردد . مسعودى گويد : ساسان جد اردشير بابكان براى زيارت كعبه به مكه آمده و به دور خانه طواف كرده و بر چاه اسماعيل زمزمه كرده است . ( زمزمه كردن از مراسم مذهبى زردشتى است ) و گويد به اين جهت آن را چاه زمزم ناميدند كه ايرانيان بر آن چاه زمزمه مىكردهاند و به گفتهء او اين امر دلالت دارد بر اينكه اين كار به فراوانى صورت مىگرفته و شاعرى در روزگار قديم در اينباره گفته است :
زمزمت الفرس على زمزم * و ذاك فى سالفها الأقدم
( مروج 1 - 283 )
و نيز گويد كه يكى از شعراى ايرانى هم پس از اسلام به اين امر افتخار كرده و گفته است :
و ما زلنا نحج البيت قدما * و نلقى بالا باطح آمنينا
و ساسان بن بابك سارحتى * اتى البيت العتيق لنصردينا
فطاب به و زمزم عند بئر * لاسماعيل تروى الشار بينا
و باز به گفتهء مسعودى ايرانيان در روزگاران قديم اموال و جواهر بسيار به كعبه هديه كردهاند و همين ساسان بن بابك دو آهوى زرين و مقدارى جواهر و تعدادى شمشير و طلاى بسيار به كعبه تقديم كرده و همهء اينها را در چاه زمزم