تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
گفته‌اند عمان هم در قلمرو فرمانروائى او بوده و وقتى زياد اعجم از شاعران عربىگوى قرن دوم هجرى كه وابسته قبيلهء عبد قيس بود شنيد كه كعب الاشقرى كه از قبيلهء ازد بود عبد قيس را در قصيده‌اى هجو كرد . او هم در طرفدارى از عبد قيس قبيلهء ازد را با اشعارى هجو كرد كه از آن جمله اين دو بيت بود :
هل مستمع الازد مايقال لها * فى ساحة الدار ام بها صمّ اختتن القوم بعد ما هرموا * و استعربوا ضلّة و هم عجم
يعنى آيا قبيلهء ازد سخنانى را كه مردم دربارهء آنها در اجتماعاتشان به يكديگر مىگويند مىشنوند يا دچار كرى شده‌اند . مردم مىگويند كه اين قوم در پيرى ختنه شده‌اند و آنها از گمراهى خود را به عربها بسته‌اند در صورتى كه عجم هستند « 1 » و وقتى هم كه كميت شاعر در شعرى از قبيلهء ازد و مهلّب بن ابى صغره ياد كرده براى اينكه شائبه بدگويى يا توهين و تحقير نرود گويد :
فأمّا الأزد ازد ابى سعيد * فاكره ان اسمّيها المزون « 2 »
يعنى من ازد را ازد ابو سعيد مىدانم و خوش ندارم آن را ازد مزون بخوانم و ابو سعيد كنيه مهلّب بن ابى صفره بود و معمولا براى احترام كسى را با كنيه‌اش مىخوانند .

كشتيهاى معروف به تير ماهى

چنان كه ديديم مؤلف كتاب « گردش پيرامون درياى اريتره » كه مطالب آن مربوط به قرن اول ميلادى است از كشتيهائى كه در اين مركز دريائى ايرانى ساخته مىشده سخن گفته و اين كشتيها را صادرات عمدهء اين مركز شمرده است . در قرن چهارم هجرى هم مسعودى از مؤلفان اسلامى خوبى
هامش
( 1 ) . اغانى 135 - 110 . ( 2 ) . ياقوت 4 - 524 و از اشعارى كه نام مزون در آنها ذكر شده اين بيت جرير است :و اطفات نيران المزون و اهلها * و قدحا و لوها فتنة ان تسعرا( ياقوت 4 - 522 ) صورة الارض ، چاپ بيروت ، ص 244 . احسن التفاسيم ، چاپ ليدن ، 1306 ، ص 18 .
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 124 | محمد مهدى ملايرى