ولايت خراسان منصوب گردانيد « 1 » . اين شاعر در قصيدهاى كه در مدح قيتية بن مسلم گفت از يزيد بن مهلّب به زشتى ياد كرد و او را با برشمردن پدران ايرانى و سابقهء دين زردشتيشان به سختى تحقير نمود . « 2 »
هامش
( 1 ) . در علت بركنارى يزيد بن مهلّب از ولايت خراسان نوشتهاند كه چون او شهر خوارزم را محاصره كرد و نتوانست كهندژ آنجا را بگشايد حجاج او را برداشت و امارت خراسان را به قيتية بن مسلم واگذارد و او آنجا را گشود ( اغانى ج 12 - ص 119 در شرححال كعب الاشقرى ) .
( 2 ) . شعر كعب الاشقرى به سبب اشتمال آن بر نامهاى فارسى كه براى ناقلان و نسخهنويسان عرب نامأنوس بوده به سختى دچار تحريف گشته و در مآخذ مختلف به صورتهاى مختلف نقل شده ، در معجم البلدان آن را چنين مىخوانيم :انتم بشاش و بهبوذان فحتبرا * بسخره و بنوس حشرها القلفو در اغانى بدين صورت نقل شده :منهم شناس و مرداذا نمربه * قبور حشرها القلف( اغانى 12 - 119 )
و در تاريخ طبرى بدين صورت است :انتم شباس و مرداذان محتقره * بسخرا قبور حشرها القلفطبرى اين قصيدهء كعب را كه 10 بيت است در واقعه فتوحات قتيبه در خوارزم و صلح دوباره او با خوارزم شاه كه در شهر فيل در ماوراء النهر صورت گرفته ذكر كرده است ( طبرى 2 - 1238 ) دربارهء اين نامها ابو الفرج گويد :
شناس نام قبلى ابو صفره بوده كه آن را به ظالم تغيير داده بود و مرداذا نام پدر ابو صفره بوده كه پس از عرب شدن آن را به بسير تغيير دادهاند و بسخرا هم نام جد ابو صفره بود ، ابو الفرج همچنين گويد كه اينان مردمى از خوزستان بودهاند كه به عمان رفته و به قبيلهء آزد پيوسته و مدعى شدهاند كه آنها از آن قبيلهاند ، ولى روايت ابو عبيده كه ياقوت نقل كرده حاكى از اينكه بسخره نام خود ابو صفره بوده و ابو صفره هم تحريف و تعريبى است از همان نام از آنجا كه ابو عبيده خود از علماى لغت بوده و ابو صفره هم به بسخره نزديكتر است تا به شناس شايد موجهتر باشد . اصل خاركى اينها هم كه در روايت ابو عبيده ذكر شده با اين ابيات فزدق كه همعصر آنها بوده تأييد مىشود :و كاين لابن صفرة من نصيب * بلبانه اثر الزيار
بخارك لم يقد فرسا و لكن * بالمرس البغار( معجم 3 - 387 ) -