تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
ابو زيد انصارى را براى دعوت مردم آنجا روانه ساخت به او دستور فرمود كه از آنان كه اسلام را مىپذيرند زكات بستاند و از زردشتيان جزيه بگيرد و از اينجا معلوم مىشود كه دين فراگير آنجا كه بدان شناخته بوده‌اند زردشتى بوده « 1 » .

عمان پس از اسلام

در دوران دعوت اسلامى نيز عمان همچنان اهميت و اعتبار خود را حفظ نمود مسعودى در زمان خود آنجا را چنين وصف كرده است « اول بحر فارس كه خشبات بصره است تا عمان سيصد فرسخ است و از عمان كه قصبهء آن صحار خوانده مىشود و ايرانيان آن را مزون مىخوانند تا مسقط كه دهى است كه كشتيها آب شيرين را از چاههاى آنجا مىآورند پنجاه فرسخ است و از مسقط تا رأس الجمجمه پنجاه فرسخ است » . مسعودى كه درياى فارس را دو قسمت كرده يكى كه آن را درياى اول فارس خوانده شامل خليج‌فارس و درياى عمان است تا رأس الجمجمه و ديگرى اقيانوس هند است كه آن را درياى دوم فارس خوانده و گويد « از رأس الجمجمه كشتيها به درياى دوم از درياى فارس كه معروف به لاروى است وارد مىشوند كه قعر آن شناخته نيست و از بس وسيع است وصف آن هم ممكن نيست « 2 » . از اين گفتهء مسعودى چنين برمىآيد كه تا روزگار او يعنى قرن چهارم هجرى ايرانيان همچنان اين مركز دريائى را كه شهر عمدهء ( قصبه ) عمان شمرده مىشد مزون مىخوانده‌اند ، ولى در اين زمان نام « صحار » هم براى آنجا مشهور بوده و ظاهرا با شهرت نام صحار ، كه از قديم هم ناشناخته نبوده نام مزون بتدريج از زبانها افتاده و فراموش شده است و شايد اگر موضوعى در دوران اموى باعث نگرديده بود كه نام مزون در بعضى اشعار يا روايات عربى ذكر شود امروز ما حتى نامى هم از مزون در مآخذ قديم نمىيافتيم . و آن موضوع سابقهء خاندان
هامش
( 1 ) . بعضى گفته‌اند ابو زيد انصارى در سال ششم هجرى به عمان اعزام گرديد و بعضى گفته‌اند در سال هشتم در روايت آمده است « و ان رسول الله قال لابى زيد خذالصدقة من المسلمين و الجزية من المجوس » ، ( فتوح ، ص 93 ) . ( 2 ) . مروج الذهب ، پلّا ، ج 1 ، ص 177 .
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى ) — صفحة 117 | محمد مهدى ملايرى