كرخ ميشان معروف شده « 1 » و هنگامى كه اردشير بايكان اين سلاله ايرانى را مغلوب ساخت و قلمرو فرمانروائى آنها يعنى ميشان را هم ضميمهء فرامانروائى خود ساخت اين كرخ ميشان هم ظاهرا خراب شده بود و اردشير آن را از نو ساخته يا تعمير كرده بود چون به قول طبرى يكى از هشت شهرى كه اردشير ساخت همين كرخ ميشان بود كه از اين پس به استرآباد اردشير معروف گرديد « 2 » . با اين مقدمات شايد بتوان گفت كه اين ايزودور كرخى از همين محل بوده كه از زمان اسكندر به بعد به كرخ معروف گرديده بود و آن شهر تجارتى دهانهء خليجفارس هم بايد با ابلّه كه مركز همين كرخميشان بوده و در جهان آن روز نام و آوازهاى داشته و وصف آن را در فصل سابق ديديم تطبيق شود نه با خرمشهر .
عمان در دورهء ساسانى
در زمان ساسانيان هم اين مركز دريائى همچنان از اعتبار و اهميت برخوردار بوده و از اهتمام اردشير بابكان مؤسس اين دولت به اين مركز و ديگر مراكز دريائى ساحل عمان و بخصوص به امر دريانوردى آنجاها نشانههائى در تاريخ ديده مىشود .
از روايتى كه ياقوت از ابو عبيده « 3 » نقل كرده چنين برمىآيد كه علت استقرار
هامش
( 1 ) . تقىزاده ، مانى و دين او ، ص 33 .
( 2 ) . اين كلمه در طبرى ( 1 - 820 ) استاباذ اردشير آمده ، تصحيح متن از روى معجم البلدان ياقوت صورت گرفته ، كه در تعريف كرخميسان گويد كرخ ميسان كورهاى است در عراق كه به استرآباد معروف است ( معجم 1 - 257 ) .
( 3 ) . ابو عبيده نصر بن مثنى تيمى از عالمان پرمايه و با اطلاع قرن دوم هجرى است . وى در سال 114 هجرى متولد شده و در سال 210 ( با اختلاف دو سه سال پسوپيش در روايات مختلف ) وفات يافته نسبت او به قبيله تيم نسبت ولاء بوده زيرا او عرب نبوده است . در روايتى از قول خود او نقل شده كه جدش يهودى و از اهل باجروان بوده و ابن نديم گويد من به خط تميدن شعر مىخواندم كه لقب ابو عبيده سحب يا سبحان بوده و اصلا ايرانى الاصل و از مردم فارس بوده . ابن نديم نام بسيارى از نوشتههاى او را نقل كرده و از مراجعه به آنها معلوم -