خوانده شده و ايرانيان هم آن را مزون مىناميدهاند از خيلى پيش از اين تاريخ يعنى قرن اول ميلادى آغاز شده زيرا در اين تاريخ كه اين دريانورد آن را ديده بندرى آباد و معمور بوده كه با بندرهاى معتبر اقيانوس هند در ارتباط بازرگانى بوده و به علاوه يك كارگاه كشتىسازى هم داشته است . احتمال مىدهند كه اين بندر و سواحل عمان كه گذشته از اهميت بازرگانى آن براى حفظ امنيت خليجفارس و سواحل جنوبى ايران هم اهميت فوقالعاده داشته در همان دوران هخامنشى كه قلمرو فرمانروائى آنها در سرتاسر كنارههاى خليجفارس و قسمت عمدهء اقيانوس هند گسترده بود در تصرف ايران درآمده و يكى از مراكز دريائى آن شده است . علت اهميت و اعتبار اين بندر را بايد در موقع جغرافى و طبيعى آن دانست كه در دهانهء اقيانوس هند و در سر راه خليجفارس به آن دريا قرار داشت كه از يك سوى به مراكز دريائى خليجفارس مشرف بود و از سوى ديگر به بنادر جنوب شبه جزيرهء عربستان و از سوئى هم به بنادر هند دست داشت و با همه هم در ارتباط بود و ازاينرو هم از نظر بازرگانى و هم نظامى و سوقالجيشى موقعى ممتاز داشت و به همين جهت هنگامى كه هخامنشيان به گسترش قلمرو فرمانروائى خود در آسياى ميانه و غربى پرداختند از اين مركز دريائى مهم نمىتوانستند غافل بمانند .
عمان در دورهء اشكانيان
دورانى كه وصف آن در اين كتاب آمده دورهء سلطنت اشكانيان يا پارتيان است كه از آن دوره و در همين زمينه نوشتهء معتبر ديگرى از مؤلف ديگرى در دست هست كه هرچند اصل آن از ميان رفته ولى بخشهائى از آن باقىمانده كه به دست محققان رسيده و مورد استفاده قرار گرفته است . نام مؤلف اين كتاب را « ايزيدور كركسى » كرخى نوشتهاند و بخشى از كتاب او كه باقىمانده به نام ايستگاهها يا منزلگاههاى پارتى ( - اشكانى ) چاپ شده « 1 » ظاهرا
هامش
( 1 ) . جواد على ( ج 4 - 276 ) .