خود را كموبيش در اين كتاب وصف كرده ، دربارهء اين مركز دريايى ايران كه پس از بندر أبلّه مهمترين و بزرگترين بندر مشرف بر خليجفارس و درياى عمان بوده چنين نوشته است : « ما وقتى ساحل را ( مقصود ساحل جنوبى خليجفارس است ) از پايانهء آن در ابلّه دنبال كنيم و به طرف دهانهء خليج و درياى محيط پيش برويم پس از شش روز دريانوردى به مركز ديگرى از مراكز بازرگانى ايرانيان مىرسيم به نام عمان كه به آنجا و همچنين به بندر ابلّه از بندر باروگازا ، مس و چوب صندل و چوبهاى ديگر با كشتيهاى بزرگ وارد مىشود . و همچنين به اين بندر عمان از بندر كان « 1 » لبان ( - كندر ؟ ) وارد مىكنند . اما صادرات اين بندر يعنى عمان نوعى كشتى است كه آن را مادارا مىگويند « 2 » .
نام مؤلف اين كتاب « گردش پيرامون درياى اريتره » كه مورد استفادهء بسيارى از محققان قرار گرفته شناخته نيست ولى از اوصاف كتاب و قرائن ديگر او را بازرگان يا دريانوردى رومى مىدانند كه در قرن اول ميلادى در اين حدود رفتوآمد مىكرده و بعضى هم او را يك تاجر مصرى دانستهاند « 3 » .
از اين وصف چنين برمىآيد كه عمران وآبادى اين بندر كه هم به اسم تمام منطقهء عمان خوانده مىشده ، و هم به اسم شهرى كه مركز عمان بوده صحار
هامش
( 1 ) . بندر كان دومين بندر معروف جنوب عربستان پس از عمان و در سواحل حضر موت بوده است . فيلبى احتمال داده كه اين بندر در آن روزگار در جائى قرار داشته كه امروز موضع ساحلى بيرعلى قرار دارد . و به عقيدهء فورستر و كلاسره در جائى قرار داشته كه امروز محل « حصن غراب » است ( به نقل جواد على از آنها در « العرب قبل الاسلام » ( 2 - 340 ) تقىزاده محل كان را در ساحل جنوب غربى يمن و در جائى نشان مىدهد كه سميفع يكى از امراى يمن كه بعدها به كمك حبشيها فرمانرواى يمن شد با اتباع خود بر ضد ذونواس قيام كرد و در آنجا يعنى در كان متحصن شده بود ، ولى عبارت ايشان خالى از اشتباه نيست گويد در ناحيه حصن غراب ( كه حالا كان ناميده مىشود ) تحصن كرده بود . و صحيح اين است در ناحيه كان ( كه حالا حصن غراب ناميده مىشود ) . . . ( عربستان . . . دفتر 2 ، خطابه 5 ، ص 7 ) .
( 2 ) . جواد على ( ج 340 - 348 ) .
( 3 ) . اسد رستم ، عصر اوغسسطوس قيصر و خلفائه انتشارات دانشگاه لبنان ، بيروت 1965 ، بخش 2 ، ص 165 .