مىرساند كه برگردان عربى اين داستان در زمانى صورت گرفته كه هنوز اين شاخ و برگها به اين داستان اضافه نشده بود ، و به همين سبب است كه متن عربى اين داستان با آنكه هم آغاز آن مشتمل بر مطالبى است كه در متن فارسى موجود نيست و هم مشتمل بر تمام داستان است و چيزى از آن كم نيست ، باوجود آن از متن فارسى موجود كه هنوز ناتمام و اجزائى از آن ناپيدا است « 1 » كوتاهتر و خلاصهتر است .
اختلاف بين دو متن فارسى و عربى كم نيست و اين هم طبيعى است چون هر يك از اين دو متن جدا از هم قرنها در دست داستانگزاران و قصهپردازان به صورتى دستخوش تغيير يا زياده و نقصان شدهاند . ولى آنچه قابلتوجه و دقت است اين است كه پايه و مايهء اصلى داستان و مسير اصلى حوادث و رويدادها در هردو متن يكسان و تقريبا همهء نامها و شخصها در هردو يكى هستند جز اختلافى كه در نتيجه برگردان نامهاى فارسى به عربى ( تعريب ) و احيانا اشتباه در خواندن يا نوشتن آنها روى داده باشد . و بههرحال اين امر قابلتوجه است كه در نسخه عربى هم اكثر نامهاى پهلوانان فارسى است .
با سنجش اين داستان با آنچه در تاريخ سنّتى ايران و يمن دربارهء كيكاووس و يمن ديديم چند نكته به نظر مىرسد كه شايد ذكر آنها خالى از فايده نباشد . يكى اين است كه اين دو داستان هردو دربارهء شاهان سلسلهء كيانى و خاندان پهلوانى سيستان است . در داستان كيكاووس قهرمانى كه او را نجات مىدهد و نابسامانيهاى ايران را به سامان مىرساند ، رستم پهلوان نامدار سيستانى از دودمان سام نريمان است و در داستان فيروز شاه پيل زور و فرّخزاد و چند تن ديگر از پهلوانان همين دودمان محور دلاوريها و زورآزمائيها و قهرمانيها هستند « 2 » .
هامش
( 1 ) . قسمتى از دنبالهء داستان فارسى ( مجلد سوم ) به اسم « قصه و داستان فيروز شاه بن ملك داراب » در كتابخانه دانشگاه اوپسالا موجود است كه هنوز چاپ نشده و قسمتهائى ديگر از آن هم هنوز در دست نيست ( دارابنامه ، ج 2 ، ص 765 و 766 ) .
( 2 ) . از راه اين داستان شش پهلوانى كه نامشان در داستانهاى ديگر نيست بر خاندان پهلوانان -