قصه فيروز شاه و دودمان كيانى
پيش از آنكه از دودمان كيانى بگذريم بايد به يك داستان قديمى ديگر كه آن هم در ارتباط با ايران و يمن و در سرگذشت برخى از پادشاهان اخير دودمان كيانى و شرح دلاوريهاى چند تن از خاندان پهلوانى سيستان است نيز اشارهاى بكنيم و آن داستانى است كه در دو زبان عربى و فارسى از داستانهاى معروف و بسيار مطلوب هردو زبان است ، و در زيان عربى به نام « قصّة فيروز شاه » و در زبان فارسى به نام دارابنامه ناميده شده است « 1 » . اين داستان مانند داستان كيخسرو كه گذشت يك داستان تاريخى يعنى رواياتى كه در كتب تاريخ و بهعنوان رويدادهاى تاريخى ذكر شده باشد نيست بلكه داستانى است عشقى و حماسى و پهلوانى كه مانند بسيارى از داستانهاى حماسى و پهلوانى ايران از تاريخ كهن مايه مىگيرد و دو قهرمان اصلى آن يكى پسر دارا پادشاه معروف كيانى است كه در اين داستان به نام فيروز شاه خوانده شده و ديگرى عين الحيات دختر پادشاه يمن است كه عشق آن دو زمينهء اصلى داستان را تشكيل مىدهد و تلاش فيروز شاه براى غلبه بر موانعى كه در راه رسيدن به معشوق پيش مىآيد و شامل قهرمانيهاى بىشمار و جنگهاى بسيار در يمن و بسيار جاهاى ديگرست روند اصلى قصه را ترسيم مىكند . حكايتها و داستانهاى فرعى متعدد و ماجراهاى شگفتانگيز و قصههاى عجيب و شاخ و برگهاى فراوانى كه بر آن اضافه شده اين داستان را هم مفصل و پرمايه « 2 » و هم
هامش
( 1 ) . نام عربى اين كتاب متناسبتر با محتواى كتاب است تا نام فارسى آن زيرا قهرمان اصلى اين داستان فيروز شاه است نه داراب . آقاى دكتر صفا مصحح دانشمند متن فارسى اين داستان پيش از آگاهى از وجود تحرير عربى آن به اين ناسازگارى نام دارابنامه با محتواى كتاب توجه داشته و در مقدمه آن يادآور شدهاند كه اين كتاب كه در دست داريم در حقيقت داستان فيروز شاه است و ازين روى مىبايست « فيروزنامه » خوانده شود چه اثر داراب در آن بسيار كمتر از پسرش فيروز شاه است . دارابنامه ، مقدمه ، ص 11 .
( 2 ) . نسخهء عربى در چهار مجلد جمعا 1248 صفحه و نسخه فارسى در دو مجلد و به قطع -