رويدادهاى مهم تاريخ يمن در زمينهء تاريخ يا روايات تاريخى ايران ذكر شده بطورى كه از قرائت آنها نوعى پيوستگى بين اين دو تاريخ در ذهن خواننده مىگذرد . از جمله اين موارد ، مطالب زيرا را مىتوان ذكر كرد .
در زمان جم پادشاه ايران ، هود به قوم عاد و صالح به قوم ثمود كه هردو از اقوام يمن بودند به رسالت مبعوث شدند .
در زمان فريدون ، ابراهيم به رسالت مبعوث شد .
در زمان منوچهر پادشاه يمن شمّر بن الاملوك بود كه از منوچهر فرمان مىبرد و پسر شمّر هم مانند پدر در زير فرمان ايرانيان باقىماند و او بود كه شهر ظفار را در يمن بساخت و عماليق را از يمن بيرون راند . در زمان كيقباد بنوقحطان سلطنت خود را در سرزمين يمن بوجود آوردند و نخستين كسى كه از فرزندان قحطان پادشاه شد حمير بن سبا بود كه سلطنت يمن همچنان در خاندان او ( يعنى حميريان ) باقىماند . طبرى پس از ذكر رائش بن قيس از پادشاهان يمن گويد علت اينكه من پادشاهان يمن را در اين موضع ذكر كردم اين است كه عدهاى معتقدند كه رائش در زمان منوچهر پادشاه يمن بود و پادشاهان يمن كارگزاران پادشاهان ايران بودند و فرمانروايى آنها به نمايندگى از طرف پادشاهان ايران بود . « 1 »
و از جمله فرمانروايان يمن كه دوران فرمانروائى آنان را در چهارچوب تاريخ ايران نوشتهاند يكى اقرن بن ابى مالك ( تبّع دوم ) است كه فرمانروايى او را در زمان بهمن بن اسفنديار بن گشتاسب نوشتهاند ، و ديگر پسر او ذو جيشان بن اقرن است كه فرمانروائى او را در زمان دارا بن دارا بن بهمن و جانشينان او نوشتهاند « 2 » .
هامش
( 1 ) . طبرى ، 1 - 270 .
( 2 ) . ن . ك به باب هشتم تاريخ حمزهء اصفهانى كه مطالب آن را از تواريخ يمن نقل كرده ، از ص 105 به بعد .