در آيات قبلى به آنها سفارش فرمود شرايعى بودند كه در اديان همهء پيامبران عموميّت داشت ، امّا به طور كلّى و اجمالى ، لذا در اين آيه مىفرمايد : ما پس از آنكه كليات را تشريع نموديم ، به موسى عليه السّلام كتابى نازل كرديم تا نواقص آن كسانى را كه آن شرايع اجمالى را به خوبى عمل كردهاند ، تكميل نمايد و فروع آن قوانين و شرايع را كه مورد احتياج بنى اسرائيل بود تفصيل و توضيح دهيم و اين هدايت و رحمتى بود از جانب ما ، شايد كه آنها به معاد و لقاى پروردگار خود ايمان بياورند و در اين عبارت آخر اشارهاى به مسأله استنكاف بنى اسرائيل از ايمان به مسأله معاد وجود دارد ، چون در تورات فعلى كه تحريف شده است در هيچ كجاى آن صحبتى از قيامت به ميان نيامده است ، پس معلوم مىشود پذيرفتن معاد براى آنان دشوار بوده و از قبول آن امتناع داشتهاند .
( 155 )
( وَ هذا كِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَ اتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ )
: ( و اين كتاب ( يعنى قرآن ) كتابى است كه ما آن را با بركت نازل كردهايم ، پس از آن پيروى كنيد و تقوى داشته باشيد ، شايد به شما رحمت كنند ) ، لذا قرآن در شرايع و احكام با آنچه در مورد تورات كتاب موسى عليه السّلام گفتيم موافقت و مشاركت دارد و آن را تكميل مىكند ، پس براى شما هدايت به همراه دارد ، لذا از آن پيروى كنيد و پرهيزكار باشيد تا شايد مورد رحمت پروردگار واقع شويد ، چون قرآن براى مؤمنين شفا و رحمت است .
( 156 )
( أَنْ تَقُولُوا إِنَّما أُنْزِلَ الْكِتابُ عَلى طائِفَتَيْنِ مِنْ قَبْلِنا وَ إِنْ كُنَّا عَنْ دِراسَتِهِمْ لَغافِلِينَ )
: ( و تا نگوئيد كتاب آسمانى فقط بر دو گروه پيش از ما نازل شده و ما از خواندن آنها غافل بوديم ) ، معناى ( ان تقولوا ) ( كراهة ان تقولوا ) يعنى ( تا نگوييد ) مىباشد و مقصود از ( دو طائفه قبل از ما ) يهود و نصارى هستند كه انجيل و تورات بر آنها نازل شده بود ، زيرا كتب آسمانى ديگر كه بر انبياء سلف نازل شده بود ، مانند انجيل و تورات مشتمل بر جزئيات و تفصيل شرايع نبوده و تنها شامل كليّات بوده است ، به هر