چندين مورد خداوند احسان به پدر و مادر را قرين مسأله توحيد قرار داده است ، من جمله در آيه 23 سوره اسراء و آيه 14 سورهء لقمان و نيز همين آيه مورد بحث ، و اين بهترين دليل است كه بعد از شرك به خداى متعال ، بزرگترين گناه عاق والدين شدن و ترك احسان به آنهاست و اعتبار عقلى نيز اين معنا را تأييد مىكند ، چون بقاى جامعه انسانى در گرو محبت ارحام و روابط خانوادگى است .
در مرحلهء بعدى مسأله نكشتن فرزندان از ترس افلاس و نداشتن مال و هزينهء تأمين زندگى آنهاست و اين عمل در بين اعراب عملى رايج بوده است ، امّا خداوند مىفرمايد :
اين منطق كه مردم از ترس قحطى و گرسنگى فرزندان خود را بكشند ، منطق غلطى است ، چون اين خداست كه روزى آنها و فرزندانشان را تأمين مىكند و لذا نبايد مرتكب اين عمل گردند .
آنگاه مسأله ارتكاب اعمال زشت و شنيع را مطرح مىنمايد ، مثل زنا ، لواط و نسبت دادن زنا به مردان و زنان پاكدامن و مراد از ( فاحشه ظاهرى ) گناه علنى و مقصود از ( فاحشه باطنى ) گناه سرّى و روابط نامشروع پنهانى است و علّت نهى هم واضح است ، چون شيوع فحشاء باعث انقطاع نسل و فساد جامعه و خانواده است و با فساد خانواده ، جامعهء انسانى مختّل مىگردد .
در مرحلهء بعدى مسأله نهى از قتل نفس را متذكر مىشود و مىفرمايد : خداوند از كشتن نفس محترمه نهى مىكند ، مگر در صورتى كه براى اقامهء حق شرعى مثل قصاص باشد و آنگاه مىفرمايد : اينها سفارشهايى است براى شما تا شايد تعقّل كنيد و به اين وسيله علّت نهى را بيان مىنمايد ، چون عقل و فطرت ضرورت اجتناب از اين محرّمات را كه خداوند ذكر كرده است ، درك مىنمايد .
( 152 )
( وَ لا تَقْرَبُوا مالَ الْيَتِيمِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَ أَوْفُوا الْكَيْلَ وَ الْمِيزانَ بِالْقِسْطِ لا نُكَلِّفُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها وَ إِذا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَ لَوْ كانَ ذا قُرْبى وَ