تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 697

مساهمون:

ص٦٩٧
كسب رحمت الهى برآيند . ( 148 )
( سَيَقُولُ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَكْنا وَ لا آباؤُنا وَ لا حَرَّمْنا مِنْ شَيْءٍ كَذلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ حَتَّى ذاقُوا بَأْسَنا قُلْ هَلْ عِنْدَكُمْ مِنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنا إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَخْرُصُونَ )
: ( به زودى كسانى كه شرك ورزيدند خواهند گفت ، اگر خدا مىخواست نه ما و نه پدرانمان شرك نمىورزيديم و نه چيزى را حرام مىكرديم ، اينچنين كسانى كه قبل از ايشان بودند نيز تكذيب نمودند تا عذاب ما را چشيدند ، بگو : آيا پيش شما علمى هست ؟ پس اگر هست آن را آورده و به ما نشان دهيد ، شما جز گمان ، از چيزى پيروى نمىكنيد و جز اين نيست كه شما تخمين مىزنيد ) ، احتجاجى است كه مشركان يا كفّار بر كفر و تحريم حلالها نموده‌اند و مىگويند : شرك ما و پدران ما و همچنين حرام كردن حلائل خدا همه به تأييد الهى بوده است و اگر خدا نمىخواست ما چنين نمىكرديم و اين حرف به معناى اذن دادن خداوند در شرك و تحريم حلائل است ، در حالى كه اين حجّت از دادن اين نتيجه كه آنها مىخواهند عاجز است و حداكثر نتيجه‌اى كه اين حجّت آنها دارد ، اين است كه چون خداوند ترك شرك را از ايشان نخواسته ، لذا ايشان را مضطرّ و مجبور به ترك شرك نكرده است ، امّا نمىتوانند قدرت و اختيار بر شرك يا ترك شرك را انكار كنند ، پس حجّت بالغه تنها از آن خداست و حجّت اينها جز پيروى از گمان و تخمين پايه و اساسى ندارد و اينها اولين كسانى نبوده‌اند كه چنين حجّتى آورده‌اند ، بلكه كسانى كه قبل از ايشان بوده‌اند نيز چنين برهانى آورده‌اند و به همين جهت به عذاب الهى مبتلا گشته‌اند و در آخر دوباره مىفرمايد : اگر براى اثبات مدّعاى خود علم و برهان محكمى داريد ، بياوريد ، امّا همچنانكه خداوند فرموده ، سخنان و ادعاهاى آنها تنها بر اساس گمان و تخمين است . ( 149 )
( قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ فَلَوْ شاءَ لَهَداكُمْ أَجْمَعِينَ )
: ( بگو دليل رسا تنها از آن خداست ، پس اگر مىخواست همه شما را هدايت مىنمود ) ، اين كلام از قبيل قلب
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 697 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر